درباره سایت

محسن یزدانی مؤسس و مدیر عامل مجموعه باشگاه های زنجیره ای هیربد
اولین دارنده مدال طلای جهان و عنوان پیشرفته ترین بدنساز سال 1999 جهان (IFBB) و اولین ایرانی عضو فدراسیون حرفه ای های پرورش اندام جهان (IFBB PRO)
فارغ التحصیل DBA , EMBA سخنران در حوزه موفقیت و انگیزش

بایگانی

نویسندگان

پیوندها

تصاویر برگزیده

آمار بازدید

  • بازدید کل:

  • بازدید امروز:

  • بازدید دیروز:

  • بازدید ماه قبل:

  • بازدید این ماه:

  • تعداد مطالب:

  • نویسندگان:

دانش وبس

ثروتمندترین مرد دنیا دارنده ی چیزهای ملموس نیست. نه زمین دارد، نه طلا، نه نفت، نه كارخانه، نه فعالیت صنعتی دیگر و نه ارتش و نه سپاهی. این نخستین بار در تاریخ بشر است كه ثروتمندترین مرد دنیا تنها دانش دارد و بس. بیل گیتس

منش مدیران عالی

كاركنان لغزش های اتفاقی را به شرطی كه بر اساس توانایی رهبر باشد و او را در حال رشد و بالندگی ببینند، می بخشند. اما به كسانی كه در منش خود مرتكب لغزش می شود اعتماد نمی كنند.((جان ماكسول))

مشتری

مشتریان ناراضی همیشه موجب نگرانی هستند. آنها در عین حال فرصت طلایی شما هستند. بیل گیتس

كامپیوتر

خیلی جالب است كه امروزه می توان درباره موضوعات مختلف مورد علاقه به سراغ كامپیوتر رفت.با وجود كامپیوتر به دست آوردن اطلاعات مورد علاقه و توجه به صورت آنلاین بسیار ساده تر شده است. من معتقدم كه داشتن این نوع كنجكاوی درباره جهان به هركسی كمك می كند پیشرفت كند. فرقی نمی كند تصمیم داشته باشی چه كاری را دنبال كنی.بیل گیتس

قانون عمل

هر چه حس کنیم یا بدانیم، استعداد نهفته مان هر چه باشد، تنها عمل ما به آن هستی می بخشد؛ خیلی از ما مفاهیمی چون تعهد،شهامت و عشق را می فهمیم، ولی تنها زمانی به راستی آن ها را درک میکنیم که به کارشان بگیریم. عمل منجر به درک میشود و عمل دانش را به معرفت تبدیل می سازد.

امیدواری

تعدادی موش آزمایشگاهی رو به استخر آبی انداختند و زمان گرفتن تا ببینن چند ساعت دوام میارن، حداکثر زمانی رو که تونستن دوام بیارن ۱۷ دقیقه بود. سری دوم موشها رو با توجه به اینکه حداکثر ۱۷ دقیقه می تونن زنده بمونن به همون استخر انداختن، اما این بار قبل از ۱۷ دقیقه نجاتشون دادن. بعد از اینکه زمانی رو نفس تازه کردن دوباره اونها رو به استخر انداختن. حدس بزنید چقدر دوام آوردن؟ ۲۶ ساعت … پس از بررسی به این نتیجه رسیدن که علت زنده بودن موش ها این بوده که اونها امیدوار بودن تا دستی باز هم اونها رو نجات بده و تونستن این همه دوام بیارن.

همه چیز برای پول

بیشتر مردم می پذیرند، چیزهایی بسیار ارزشمندتر از پول را از دست بدهند تا پول بیشتری به دست آورند. آنتونی رابینز

چگونه زندگی کنیم؟

پرسیدم..... ، چطور ، زندگی کنم ؟ با كمی مكث جواب داد : «گذشته ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر ، با اعتماد ، زمان حالت را بگذران ، وبدون ترس برای آینده آماده شو . ایمان را نگهدار وترس را به گوشه ای انداز . شک هایت را باور نکن ، وهیچگاه به باورهایت شک نکن . زندگی شگفت انگیز است ، در صورتیكه بدانی چطور زندگی کنی .» پرسیدم ، آخر .... ، و او بدون اینكه متوجه سؤالم شود ، ادامه داد : «زلال باش .... ،‌ زلال باش .... ، فرقی نمی كند كه گودال كوچك آبی باشی ، یا دریای بیكران ، زلال كه باشی ، آسمان در تو پیداست.»

حال خوب از درون می اید

برای اینکه ( حال خوب) را احساس کنید چه اتفاقی باید بیفتد؟ آیا باید کسی شما رادر آغوش بگیرد و بگوید که تا چه اندازه قابل احترام هستید؟ آیا باید یک میلیون دلار پول بدست آورید؟ به ورزش خاصی بپردازید ؟ رئیستان از شما تقدیر کند؟ اتومبیل معینی را سوار شوید؟ به مهمانیهای معینی بروید؟ به حد اعلای روشنفکری برسید؟ یافقط ناظر غروب آفتاب باشید؟ حقیقت آنست که برای احساس خوشی به هیچ عامل خارجی نیاز نیست. می توانید هم اکنون اگر بخواهید احساس خوشی کنید! تازه اگر همه آن اتفاقات بیفتد چه کسی باید خوشحالتان کند؟ خودتان! آنتونی رابینز

تغییر در ارزیابی

آیا تا کنون برای گرفتن تصمیمی ساده مثلاٌ شروع به ورزش، دچار مشکل شده اید؟ به احتمال زیاد علتش این بوده است که موضوع رابیش ازحد پیچیده کرده، توجه خود به دهها کار مقدماتی کوچک معطوف ساخته اید... تفاوت در اعمالی که باید انجام شود نیست بلکه در نحوه ارزیابی آنهاست. برای تغییر در نحوه زندگی، نحوه ارزیابی را عوض کنید. آنتونی رابینز

با كاركنان صادق باشیم

كاركنان لغزش های صادقانه را تحمل می كنند، اما اگر به اعتمادشان آسیب برسانید، دیگر به سختی می توانید اعتماد آنها را به دست آورید. می توان سر رئیس را شیره مالید، اما نمی توان سر همكاران و زیردستان را شیره مالید.((مدیر عامل پپسی كولا))

راكفلر موفق

پسر جوان پادویی که ثروتمندترین فرد تاریخ شد جان دی راکفلر در ریچفورد نیویورک در یک خانواده هشت نفری به دنیا آمد. پدرش فروشنده دوره‌گردی بود که همواره با قوانین و سنت‌های اخلاق‌گرا در حال مبارزه بود. پدر راکفلر در طول مدت زندگی‌اش همیشه به دنبال یافتن راهی برای کار نکردن یا فرار از کار سخت بود. مادر جان برای حفظ ثبات زندگی خود و بچه‌ها همیشه در حال تقلا و مبارزه بود. به خصوص زمانی که همسرش برای هفته‌ها به شهرهای دور می‌رفت. به همین دلیل خانواده راکفلر بارها به شهرهای مختلف نقل مکان کردند. جان هم به مدرسه می‌رفت و هم به عنوان پادو در جایی کار می‌کرد. درآمد او در سه ماه 50 دلار بود. در سال 1859 راکفلر برای رهایی از مشکلات مالی خانواده‌اش تصمیم گرفت با یکی از دوستانش به نام موریس بی کلارک شرکتی نفتی تاسیس کند. این شرکت نفتی چهار سرمایه‌گذار دیگر هم داشت اما خیلی زود راکفلر همه سهام‌ها را خرید و نام آن را راکفلر و اندروز گذاشت. سپس با مشقت و کار بسیار زیاد او و برادرش شرکت‌های نفتی بیشتری خریدند. راکفلر شرکت استاندارد نفتی را پایه گذاری کرد و خود و خانواده‌اش را تبدیل به ثروتمندترین افراد جهان کرد...

زمان حال را درك كردن

زندگی در اکنون فردی تصمیم گرفت چند هفته ای در صومعه ای در نپال اقامت کند. روزی وارد یکی ازمعابد صومعه شد و راهبی را دید که لبخند زنان در محراب نشسته بود. پرسید: چرا لبخند می زنی ؟ راهب خورجینش را باز کرد، موز فاسدی از آن بیرون آورد و پاسخ داد: چون معنای “موز” را می فهمم و موز را به او نشان داد و گفت : این زندگی ای است که مسیر خود را به پایان رسانده، و از آن استفاده نشده و اینک بسیار دیر است. بعد موز دیگری را از خورجینش بیرون آورد که هنوز سبز بود. موز رابه مرد نشان داد و دوباره در خورجینش گذاشت و گفت: این، زندگی ای است که هنوز مسیر خود را نپیموده، و منتظر لحظه مناسب است. سرانجام موز رسیده ای را از خورجین اش بیرون آورد، پوست موز را کند، با مرد تقسیم کرد و گفت: این لحظه ” اکنون ” است . بدان که آن را چگونه بی هراس زندگی کنی.

اراده وتسلیم نشدن درمقابل سختیها

خلیل رفعتی؛ معتاد به هروئین که با فروش آب‌میوه میلیونر شد خلیل رفعتی برای بار نهم در مصرف هروئین زیاد‌روی کرده بود و در حال مرگ بود. تیم پزشکی سخت در تلاش بود تا جان او را نجات دهد. او بالاخره به هوش آمد، پس از آن که قلبش با شوک الکتریکی تپش عادی را از سر گرفت. سال ۲۰۰۳ بود، خلیل ۳۳ ساله، در خیابان‌های لس‌آنجلس می‌خوابید، به جز هروئین به کراک کوکائین هم معتاد بود، ۴۹ کیلو وزن داشت و بدنش پر از زخم بود. خلیل می‌گوید آنقدر به جرم حمل مواد دستگیر شده بود که حسابش از دستش در رفته است: "کاملا داغون بودم و از شدت درد نمی‌توانستم بخوابم." با اینکه بارها سعی کرده بود ترک کند و نتوانسته بود، پس از بار نهم، فهمید که اگر می‌خواهد زنده بماند باید تغییر کند. برای بازسازی زندگی‌اش، به زندگی سالم روی آورد و به قدری در این راه موفق شد که امروز بنیانگذار میلیونر شرکت تولید محصولات غذایی "سان‌لایف ارگانیکس" در کالیفرنیا است که محصولاتش این روزها مد روز است. شش فروشگاه او که چیزی بین آب‌میوه فروشی، کافه و مغازه است، سالانه شش میلیون دلار فروش دارند و در حال ورود به بازار ۱۶ ایالت دیگر آمریکا و ژاپن است. خلیل اکنون ۴۶ سال دارد و دیگر در خیابان نمی‌خوابد، به جایش با جت شخصی سفر می‌کند. کریس گاردنر؛ بی‌خانمانی که میلیونر شد چگونه پولدار شویم و پولدار بمانیم زندگی خلیل در سال ۲۰۰۳ متحول شد داستان زندگی خلیل به راحتی می‌تواند دست‌مایه آن یک فیلم هالیوودی باشد. او در اوهایو در غرب میانه آمریکا متولد شد، از مادری یهودی لهستانی و پدری مسلمان. کودکی سختی داشت و مجبور شد مدرسه را ول کند و به جرم خرابکاری و دزدی از مغازه دستگیر شد. سال ۱۹۹۲، او ۲۱ سال داشت و به امید این که بازیگر سینما شود به لس‌آنجلس نقل مکان کرد. کار بازیگری خوب پیش نرفت، خلیل در گروه‌های موسیقی محلی ساز می‌زد و از شستن ماشین افراد معروف پول خوبی در می‌آورد؛ کسانی مثل الیزابت تیلور، جف بریجز و اسلش گیتاریست اصلی گانزن‌روزز. اما کمی بعد به دام اعتیاد افتاد و رشته زندگی از دستش در رفت. در کنار امثال خودش کارتن خوابی می‌کرد و برای خرج اعتیاد مواد می‌فروخت. اما بعد از اینکه برای بار نهم هروئین او را تا پای مرگ برد، زندگی‌اش رو به بهبود رفت. اعتیاد را ترک کرد و خودش را با شغل‌های متعدد سرگرم: در دو مرکز بازپروری در مالیبو کار می‌کرد، سگ‌گردانی می‌کرد و باغبانی: "توانستم پول جمع کنم، حسابی کار می‌کردم، هفت روز هفته، روزی ۱۶ ساعت." بعد از اینکه یکی از دوستان قدیمی‌اش در اوهایو را دید، وسواس این را پیدا کرد که خودش برای خودش آب‌میوه و سبزیجات را بگیرد: "دوستم یک کم مثل هیپی‌ها بود، شروع کرد به آموزش دادن به من درباره ویتامین‌ها، خوردنی‌های ارگانیک و غذای برتر... آن موقع من دنبال چیزی می‌گشتم که حالم را بهتر کند." سال ۲۰۰۷ خلیل خانه‌ای را اجاره و مرکز بازپروری خود را افتتاح کرد، برای مشتریانی که برای یک ماه اقامت در آن می‌توانستند ده هزار دلار بپردازند. برای کسانی که در این مرکز بازپروری اقامت می‌کردند، خلیل آب‌میوه های عجیب غریب درست می‌کرد، مثل ترکیبی که آن را ولوورین نامیده، ترکیب موز، پودر ماکا، شاه‌انگبین و گرده گل. سرانجام آوازه این نوشیدنی‌ها از چهاردیواری آن ساختمان فراتر رفت و مردم به دنبال خریدن آنها بودند. خلیل با جت شخصی سفر می‌کند خلیل فهمید برای راه انداختن یک کسب و کار جدید تقاضا به اندازه کافی هست بنابراین با همراهی بهترین دوستش که در آن زمان دوست دخترش هم بود، در سال ۲۰۱۱ "سان‌لایف ارگانیکس" را تاسیس کرد. بودجه این کار از پس‌انداز تامین شد و وقتی اولین شعبه در مالیبو باز شد، موفقیت یک‌شبه بود، فروش سال اول به یک میلیون دلار رسید. اکنون دویست نفر در شش شعبه شرکت او کار می‌کنند که به جز نوشیدنی، غذا و لباس هم می‌فروشند. خلیل رفعتی،زندگی‌نامه‌اش را با عنوان 'فراموش کردم بمیرم' منتشر کرد راه نازارا، تحلیگر مالی در شعبه بانک آلمان در نیویورک می‌گوید داستان خلیل حکایت یک شخصیت قوی است: "تحصیلات یا سابقه ‌حرفه‌ای نیست که اهمیت دارد، موفقیت یک کارآفرین در گرو استقامت، اراده و جاه‌طلبی است." خلیل بجز شش فروشگاه و مرکز بازپروری‌اش، یک سالن یوگا هم در مالیبو دارد. او زندگی‌نامه‌اش را در سال ۲۰۱۵ منتشر کرد، "فراموش کردم بمیرم". خلیل می‌گوید خود را خیلی باهوش نمی‌داند "اما من عطش زندگی دارم و وقتی تصمیم بگیرم کاری را بکنم با تمام وجود این کار را می‌کنم..
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic