درباره سایت

محسن یزدانی مؤسس و مدیر عامل مجموعه باشگاه های زنجیره ای هیربد
اولین دارنده مدال طلای جهان و عنوان پیشرفته ترین بدنساز سال 1999 جهان (IFBB) و اولین ایرانی عضو فدراسیون حرفه ای های پرورش اندام جهان (IFBB PRO)
فارغ التحصیل DBA , EMBA سخنران در حوزه موفقیت و انگیزش

بایگانی

نویسندگان

پیوندها

تصاویر برگزیده

آمار بازدید

  • بازدید کل:

  • بازدید امروز:

  • بازدید دیروز:

  • بازدید ماه قبل:

  • بازدید این ماه:

  • تعداد مطالب:

  • نویسندگان:

مدیریتی

مدیران موثر چطور عمل می کنندمدیران موثر این را بخوبی درک کرده اند که چطور به صورت موثر بر دیگران اثر بگذارند و آنها را در جهت درست انجام دادن کارها تحت تاثیر قرار داده و بر آنها نفوذ داشته باشند. این نفوذ که از آن صحبت می کنم، ایجاد ترس نیست، برخی از مدیران به اشتباه فکر می کنند کارکنان باید از آنها بترسند تا کاری را انجام دهند، در صورتی که مدیر موثر بخوبی می داند که کارمندش چه نیازهایی دارد و آن نیازها را  شناسایی کرده، با رفتار و گفتارش می تواند او را به سمتی که درست است هدایت، تشویق و ترغیب کند.
 او کاری می کند که کارمند با میل و اشتیاق باطنی، کاری که مورد نظر است به نحو احسن انجام می دهد. او را مورد حمایت قرار می دهد و چنانچه لازم باشد به او آموزش های لازم را می دهد یا شرایط آموزش و بازآموزی را فراهم می کند. این یک سرمایه گذاری موثر است که او روی نیروی کار شرکت یا سازمان خود انجام می دهد.

مدیریتی

تجربه‌های ارزشمند ۶ کارآفرین برتر

۱. زمان را با مقیاس‌های مشخص ارزش‌گذاری کنید.

زمان بزرگ‌ترین سرمایه شماست و هیچ‌گاه توانایی بازگرداندن آن را ندارید.بنابراین روی اولین اولویت زندگی و کسب و کار خود برنامه‌ریزی کنید.به‌عبارت دیگر مقدار ارزشی که برای زمان قائل هستید، نقشی اساسی در زندگی شما ایفا می‌کند.

کوین هارینگتون،بنیان‌گذار «As Seen on TV».
 
۲. استمرار کنجکاوی

به مهارت‌هایی که به‌واسطه نشست‌های کارآفرینی شکل گرفته توجه کنید. من پس از سال‌ها زندگی به اعتقاداتی رسیدم که دقیقا متضاد با طرز فکر من بود. با داشتن فکری باز و ذهنی پویا، ایده‌های جدید و نوآوری خلق کنید، این امر سبب می‌شود فرصت‌هایی را برای خود ایجاد ‌کنید.خودتان را در معرض دید قرار دهید و در فعالیت‌های تولیدی و کسب و کارها، دامنه کاری خود را توسعه دهید. در واقع با تعامل و ارتباط با کسب و کارهای دیگر، دامنه فعالیت شما گسترش می‌یابد. عکس این موضوع هم صادق است، یعنی اگر ذهنتان منحصرا درگیر فعالیت خودتان باشد، دیدگاه و ذهن شما محدود خواهد شد و فرصت‌های مناسبی را از دست می‌دهید. 
مایکل آلدن، مدیر کل CloiXonné

 
۳. برتری انگیزه‌ها و تفکرات شما

بیشترین تجربیات من از شکست‌ها و ناکامی‌ها به دست آمدند. برای هر شخص شکست دردناک است، اما این امر سبب پرورش خودآگاهی خواهد شد. آن شکست‌ها باعث ‌شدند زمانم را صرف افزایش تسلط بر مهارت‌ها و تسلط بر افکار و انگیزه‌های خود کنم. در گذشته بسیار پریشان بودم. اگر شما یک کارآفرین با افکار پراکنده و احساسات ناخوشایند هستید، مطمئن باشید به‌صورت اشتباه واکنش نشان می‌دهید که سبب عقب ماندگی بیشتر، شکست‌های بزرگ‌تر و چالش‌های ناگهانی می‌شود.بنابراین هر روز اهداف خود را مرور کنید. با توجه به اهداف و اندیشه‌های خود و شناختی که از خود دارید، زمان را تقسیم‌بندی کنید و به آنچه که در زندگی می‌خواهید دست یابید. کارآفرین Com Mirza «مرد ۵۰۰ میلیون دلاری» و مدیر عامل شرکت «میرزا هلدینگ» که تا به امروز هشت مرتبه در کسب و کار خود شکست خورده است اما اکنون یک سازمان با بیش از ۶۰۰ کارمند را فرمانروایی می‌کند.

 
۴. اعتقادتان به بینش و چشم‌انداز

یک کودک را در نظر بگیرید. او بسیار پرماجرا، حریص، غیرقابل انکار، الهام بخش و سرسخت است. اکثر کارآفرینان پس از چند بار شکست اعتماد به نفس خود را از دست می‌دهند. برخی‌ها شکست را غیر قابل اجتناب تصور می‌کنند. اما دقیقا در همین زمان است که باید مهم‌ترین اقدامات مانند اخذ تصمیمات اساسی برای کسب و کار و تجدید نظر بر روی اهداف و برنامه‌ریزی جهت دستیابی به موفقیت انجام شود، بنابراین شما می‌توانید از شکست خود درس بگیرید و به سمت موفقیت حرکت کنید. یکی دیگر از درس‌های مهمی که من آموخته‌ام این است که همیشه در جست‌وجوی روش‌هایی برای بهبود کسب و کار و ایجاد ارزش در زندگی مردم باشم. هنگامی که شما رو به شکست پیش می‌روید، در آن لحظه باید فکر کنید که چه محصول یا خدماتی برای افراد جامعه مفید است تا به آن بپردازید.
مارینا رز،، بنیانگذار  DNA Acceleration

 
۵. توانمندسازی استعدادهای با انگیزه

محیط و فضای محل کار باید به نحوی طراحی شود که شما و افراد گروه بتوانید به خوبی وظایف محوله خود را انجام دهید. به‌عنوان یک کارآفرین پر تلاش و فعال اغلب نگران از دست دادن مشتریان هستیم. شما در یک صورت می‌توانید استعدادهای با انگیزه را جذب کنید و آن طراحی سازمانی است که شما انجام داده‌اید.به عبارت دیگر شخصی که فقط به فکر گذراندن ساعات روزانه خود است و نسبت به چشم انداز شرکت حس مثبتی ندارد مناسب نیست. من هیچ کسی را با این ذهنیت ضعیف استخدام نمی‌کنم.

AJ Rivera، کارشناس بازاریابیseven-figure و مشاور کسب و کار و مدیر عامل شرکت FitPro Heroes

 
۶. خارج شدن از مسیر

در ذهنم یک مدل طراحی کردم که در آن من موتور یک کشتی هستم. با استفاده از این ذهنیت، هفت روز هفته را به کار مشغولم و دو برابر کردن این زمان برایم بسیار دشوار است. در حال حاضر کسب‌و‌کار من از سوی سه رکن رهبر کسب و کار، پرسنل و سیستم شکل گرفته است. این سه رکن می‌تواند در کسب و کار شما تغییراتی در راستای رشد و موفقیت‌های پایدار به‌وجود آورد. رهبر کسب و کار چشم‌انداز معینی را معرفی می‌کند، وظایف تیم را مشخص و آنها را در راستای تحقق اهداف هدایت می‌کند. به تیمتان نشان دهید که به آنها اعتماد دارید و آنها را به افراد کلیدی در سازمان خود تبدیل کنید. همه افرادی که برای شما کار می‌کنند برابر هستند. من هیچ وقت اجازه نمی‌دهم کسی من را «رئیس» خطاب کند. مهم نیست که چقدر رشد کرده و بزرگ شده‌اید، این نکته را به یاد داشته باشید که بدون تیم‌تان هیچ چیزی نیستید.
مدیرعامل اینتل

مدیریتی

غرور، خوب است یا بد


 یکی از موانع اصلی خصلت شجاعت، غرور است.
غرور برای شجاعت یک چاقوی دو لبه است. گاهی اوقات غرور باعث می شود مدیر تاب و تحمل شکست را نداشته باشد و به همین دلیل از هر نوع ریسکی خودداری می کند.
 هنگامیکه غرور تبدیل به شخصیت مدیر می گردد، برای حفظ و ارتقای شخصیت خود، دست به ریسک های لازم جهت پیشرفت و پیشبرد اهداف می زند و عاقلانه و در مواقع نیاز مخاطره می کند.
هر کجا پیشرفتی چشمگیر در شرکت یا سازمانی می بینیم، می توانیم مطمئن باشیم که رهبر و مدیر آن سازمان، فردی شجاع است. زیرا چنین پیشرفت هایی مستلزم گرفتن تصمیم های شجاعانه است.
 در بسیاری از موارد رهبران و مدیران کارآمد و موفق، هیچ نوع وجه اشتراکی با یکدیگر ندارند، اما یک صفت هست که در همه ی آنها وجود دارد:

برچسب ها مدیریتی

مدیریتی

گام‌های طلایی برای بازاریابی و فروش تلفنی
 
«بازاریابی و فروش تلفنی»، یکی از رایج‌ترین ابزارهای بازاریابی و فروش و یک دانش علمی به‌همراه پشتوانه‌های تجربی و مهارت‌های عملی‌ست که تنها افراد واجد شرایط و شرکت‌های پرقدرت برای رونق‌بخشیدن به فعالیت‌های بازاریابی و فروش، قادرند به بهترین نحو از این ابزار کارآمد و پرسود، بیش‌ترین درآمدها را کسب کنند.


 به تعهدتان در مقابل مشتری، پایبند باشید و از دادن وعده‌ی بی‌پایه، خودداری‌کنید.
ادعایی کنید که می‌توانید از پس آن برآیید. در دنیای امروز، صداقت و پیگیری، از مهم‌ترین کارکردهای جذب و حفظ مشتری‌ست.

 همیشه پس از مشتری، گوشی را بگذارید.
مواردی پیش‌می‌آید که بعد از اتمام مکالمه و خداحافظی و هنگامی که شما در حال گذاشتن گوشی روی تلفن هستید، ناگهان مشتری چیزی را به‌یاد می‌آورد و می‌خواهد آن را با شما در میان بگذارد اما شما متوجه صدای او نمی‌شوید و گوشی را می‌گذارید. بهتر است برای جلوگیری از چنین حالتی و رعایت بیش‌تر ادب و احترام به مشتری، پس از این‌که صدای قرارگرفتن گوشی او و قطع مکالمه را شنیدید، گوشی خودتان را روی تلفن قراردهید.

 یادگیرنده باشید و مهارت خویش را با تمرین و تکرار ارتقا دهید.
برای این‌که از قافله‌ی پیشرفت عقب نمانید، مدام باید برای آموزش خویش وقت بگذارید و هزینه کنید و این‌ها را سرمایه‌گذاری روی خودتان بدانید.

 حد تعادل را در رفتارتان رعایت کنید.
برای فروش‌های زیاد، مغرور نشوید و به‌هنگام فروش‌های کم نیز دلسرد نگردید. غرور و دست‌کم گرفتن خویش، هر دو دام‌های خطرناکی‌ست که پیش روی بازاریابان و فروشندگان قراردارد.

 مشاوری متخصص و امین برای مشتری باشید.
در حرفه‌ی بازاریابی، پیش از این‌که بتوانید شرکت و محصولی را به مشتری معرفی کنید، باید قادر باشید خودتان را در دل مشتری جاکنید، به‌نحوی که او پذیرا و دوستدار شما باشد. البته مشتریان انتظار دارند علاوه‌بر اعتمادی که در آنان ایجاد می‌کنید، در کارتان نیز مسلط باشید و بتوانید به‌عنوان مشاوری متخصص و امین، پاسخ‌گوی سؤالات‌شان باشید، پس بهتر است بیش‌تر درباره‌ی مشتری صحبت کنید تا درباره‌ی خودتان! این یکی از رموز موفقیت است.

 روحیات مشتریان را درک کنید؛ قرارنیست همه‌ شبیه هم باشند.
مشتریان، روحیات و حالات متفاوتی دارند؛ بعضی با اشتیاق و علاقه‌مند هستند و با تمام وجود در روند مذاکره شرکت می‌کنند، بعضی بی‌تفاوت و خنثی هستند، برخی خسته و غیرعلاقه‌مند و گروهی نیز تحت فشار و پرمشغله. با شرکت در کلاس‌های روان‌شناسی، ارتباط با مشتری، تیپ‌های شخصیتی و موقعیتی مشتریان را بشناسید و در جهت هماهنگ‌کردن خودتان با آنان گام‌بردارید.

 بیش از ۶ زنگ، منتظر مشتری نمانید.
اگر به تلفن مشتری زنگ می‌زنید و او گوشی را برنمی‌دارد، حداکثر تا ۶زنگ منتظر بمانید، در غیراین‌صورت، یا مشتری در محل کار خود حضور ندارد یا فعلاً امکان پاسخ‌گویی ندارد. بیش از این وقت را تلف نکنید، با سایر مشتریان تماس بگیرید و سپس در فرصتی دیگر، دوباره با آن مشتری تماس حاصل کنید.
برچسب ها مدیریتی

مدیریتی

مسئولیت پذیری به کارمندان فرصت توسعه و گسترش در کار را می دهد وقتی که کارمندان مسئولیت بیشتری در کار داشته باشند با چالش های بیشتری هم مواجه می شوند و این فرصت ها به آنها کمک می کند تا چیزهای جدید یاد گرفته و در نهایت پیشرفت کنند.
برچسب ها مدیریتی

مدیریتی

اگر کارمندها طبق برنامه ی منظمی گزارش پیشرفت کار را در اختیار شما بگذارند، می توانید از پیش مشکلات و موفقیت ها را حدس بزنید.
برچسب ها مدیریتی

مدیریتی


میزان سودبرای ورود به کسب و کار جدید  از اهمیت  فوق العاده ای برخوردار است . یک استراتژیست میبایست  قبل از ورود   به صنعت جدید با تجزیه وتحلیل پنج نیروی  رقابتی دکتر پروترشدت رقابت وقدرت جمعی نیروها را در نظر داشته تا میزان سود مشخص شود ومزیت رقابتی جهت دفاع در برابر این نیروها تعیین گردد پنج نیروی رقابتی دكتر پورتر: 1- رقبای موجود ( شدت رقابت) 2- قدرت چانه زنی تامین کنندگان 3- قدرت چانه زنی خریداران4-تهدیدات ورود رقبای جدید5- تهدیدات  ورود کالای جایگزین

مدیریتی

"كودك درونمان را فراموش نكنیم"شاد وپراز انرژی وبا انعطاف رویاهایش را دنبال میكند.

۵ قانون کپی رایتینگ و نگارش متون تبلیغاتی و تجاری

 بخش اول:

کپی‌رایتینگ یکی از مشاغل کلیدی تبلیغات است که برای افزایش اثرگذاری تبلیغات به وجود آمده و وظیفه آن، جستجوی بهترین پاسخ برای این دو سؤال اساسی است: در تبلیغات‌مان چه بگوییم، و چگونه بگوییم. کپی‌ رایتر کسی است که علاوه بر تخصص در زبان، با روش‌های فروش و بازاریابی هم آشناست و از آن در نگارش متن در وب‌سایت، کاتالوگ و بروشور، شعارها و آگهی‌های تبلیغاتی، ایمیل، شبکه‌های اجتماعی و به‌طور کلی اطلاع‌رسانی و تبلیغ کالا، خدمات و یا رویدادها استفاده می‌کند. کپ رایتینگ را میتوان فرایند کشف "پیام اثرگذار" و سپس ایده‌پردازی برای رسیدن به "زبان و بیانی" که این اثرگذاری را به حداکثر برساند، تعریف کرد.

 اما اصول یک کپی رایتینگ خوب چیست؟

اگر از مصرف کنندگان سوال کنیم که به نظرشان یک متن تبلیغاتی اثرگذار چه ویژگیهایی دارد احتمالا آنها به چنین مواردی اشاره کنند:

• باید بصورت مصداقی نشان دهد و تنها به گفتن اکتفا نکند.

• درک آن باید ساده باشد.

• باید آنچه را که نیاز است مخاطب بداند به سرعت منتقل کند.

البته ایرادی که به این اصول ابتدایی وارد میباشد آن است که این قوانین به شما نشان میدهند که چگونه بگویید اما اینکه چه چیزی بگویید را شامل نمیشوند. 

 راز یک کپی رایتینگ خوب چیست؟
کپی رایتینگ یکی از ابزارهای بازاریابی است که نمیتواند برای آن تاریخ انقضایی معین کرد. سالانه هزاران راهکار بویژه مبتنی بر فناوری در عرصه بازاریابی به منصه ظهور میرسند که دوام چندانی ندارند و به زودی به بوته فراموشی سپرده میشوند. اما نگارش متون تبلیغاتی از این قاعده مستثنی است، در ادامه ۴ توصیه برای نگارش یک متن تبلیغاتی اثرگذار را مرور میکنیم:

1. مردم شما را رد نمیکنند بلکه رویکردتان را طرد میکنند.

گاهی فاصله ای عمیق میان تصور ما از برداشت دیگران از ما و برداشت واقعی آنها وجود دارد. اگر آگهی، وبسایت و یا ایمیل شما به خرید و یا دست کم جذب تعداد مطلوبی از مشتریان منجر نمیشود، از خود سوال کنید که چرا مخاطبان رویکرد ما را نمیپذیرند؟ این آسیب شناسی به در پیش گرفتن رویکردی حرفه ای تر و اقناع کننده منتهی خواهد شد.

2. رویکرد خود را با پاسخگویی به دو سوال اصلی مخاطبانتان کامل کنید.

تمام کاری که باید بکنید این است که به دو سوال ساده مخاطبین که در ثانیه های اولیه مواجهه با متن تبلیغاتی شما به ذهن آنها خطور میکند پاسخی مناسب بدهید. پاسخ به این سوالات جوابگوی سوالات و دغدغه های مخاطبان نیز خواهد بود:

• آیا میتوانم به این شخص (یا برند)  اعتماد کنم؟ (آسان ترین راه برای گرفتن پاسخ مثبت به این سوال از طریق توصیه نامه ها و شهادت مشتریان قبلی تان حاصل میشود. حتی بیان داستان ناکامیهای شخصیتان نیز میتواند روش موثری باشد چرا که نشان دهنده تواضع و در عین حال موفقیت شما در تبدیل شکست به پیروزی است).

•  آیا میتوانم به این شخص (یا برند) احترام بگذارم؟ (هرآنچه مایه اعتبارتان است اعم از گواهینامه ها، مجوزها، تقدیرنامه ها، لوگوها، ... را در معرض نمایش بگذارید. تاثیرگذاری اولیه، فرجام کار را مشخص میکند. این مهم توسط ۱۵ سال تحقیقات روانشناسان هاروارد به اثبات رسیده است)آیا مردم درخصوص اینکه چه کاری از پس شما بر می آید اهمیتی میدهند؟ تا حدودی. اما آنها بیشتر به علاقه خودشان به شما اهمیت میدهند. مشتری در راستای اهداف شما و برندتان کار نخواهد کرد مگر آنکه شما و برندتان را دوست داشته باشند و برندتان مقبولشان باشد.

ادامه مطلب

مدیریتی

اشتباه بار اول اشتباه است، بار دوم حماقت!
۱۰ درس از نوابغ:

بخش دوم:


۶. انجام ندادن تکالیف

همه ما گاهی راه میان‌بر را انتخاب کرده‌ایم. این میان‌بر میتواند به سادگی کپی کردن تکالیف‌ درسی  از روی دست دوست‌مان بوده باشد، و یا ورود بدن آمادگی به یک جلسه‌ی مهم. آدم‌های باهوش اما متوجه هستند که هرچند گاهی بخت یارشان است اما در پیش گرفتن چنین رویکردی آنها را از دستیابی به ظرفیت کامل خود بازمی‌دارد. آنها بی گدار به آب نمیزنند و درک میکنند که جایگزینی برای سخت کوشی وجود ندارد. آنها می‌دانند اگر تکالیف‌ خود را انجام ندهند هرگز چیزی یاد نمی‌گیرند و کار و کسبشان نیز به باد خواهد رفت.

۷. نقاب به چهره زدن

سعی بر اینکه کسی باشیم که دیگران از ما می‌خواهند وسوسه‌کننده است. اما هیچ یک از ما از آدمهای غیراصیل و تقلبی خوشمان نمی آید. سعی برای تبدیل شدن به کسی که نیستید عاقبت خوشی ندارد. آدم‌های باهوش هم گاهی در دام نقش بازی می افتند ام به محض اینکه برای اولین بار به‌خاطر تصنعی بودن‌، فراموش کردن متن اجرای نمایش‌ یا خارج شدن از نقش‌شان، با کارت قرمز دیگران  مواجه میشوند متوجه این موضوع خواهند شد. واقعیت اینجاست که دست ما زود برای دیگران رو خواهد شد، پس نقش بازی عملا بی فایده است. چرا که ما اگر دست از نقش بازی کردن برنداریم بزودی خواهیم فهمید که رابطه‌هایی که خراب کرده‌اند، شغل‌هایی که از دست داده‌اند و فرصت‌هایی که سوزانده‌اند به این خاطر بوده که خواسته‌اند آدمی باشند که نیستند. اما افراد هوشمند میدانند که شادی و موفقیت مستلزم اصالت وجودی و پذیرش آن است.

۸. تلاش برای راضی نگهداشتن همه

گمان میکنم که همه ما در مقاطعی مرتکب چنین اشتباهی شده باشیم. اما انسانهای باهوش خیلی سریع میفهمند که راضی کردن همه امکان پذیر نیست و تلاش برای راضی کردن همه در آخر هیچ کس را راضی نخواهد کرد. آدم‌های باهوش می‌دانند برای مؤثر بودن باید شهامت انجام انتخاب‌هایی را در خودمان پرورش دهیم که از نظرمان درست هستند و البته ممکن است رضایت همه را به دنبال نداشته باشند.

۹. نقش قربانی را بازی کردن

گزارش‌های خبری و شبکه‌های اجتماعی ما پر از داستان‌ آدمهایی است که می‌خواهند با بازی کردن در نقش قربانی اهداف‌شان را پیش ببرند.  نگاهی به شبکه های اجتماعی و انسانهایی که بی دلیل شهرتی برای خود دست و پیدا کرده اند، این مورد را تایید خواهید کرد. شاید آدم‌های باهوش شاید گهگدار در این نقش ظاهر شوند. اما به سرعت در می یابند که این اقدام فریبکارانه و تمام منافع حاصل از آن به مجرد آنکه دیگران از آن بو ببرند نقش بر آب خواهد شد. نکته‌ ای ظریف در این استراتژی وجود دارد که البته تنها افراد باهوش آن را می‌فهمند: برای ایفای نقش قربانی باید از قدرت‌ خود چشم بپوشید ، موهبتی که قیمت ندارد.

۱۰. تلاش برای تغییر دادن دیگران

تنها مسیر تغییر از راه اشتیاق و توانایی خود فرد برای تغییر عبور میکند. هرچند که تلاش برای تغییر آدمی که نمی‌خواهد تغییر کند وسوسه‌انگیز است. 
 
 بعضی از ما حتی به دنبال یافتن آدمهای مساله داری هستیم تا به خیال خود مشکلات آنها را اصلاح کنیم. آدم‌های باهوش ممکن است این اشتباه را یک بار مرتکب شوند اما پس از آن می‌فهمند قادر به تغییر هیچ کس نیستند، جز خودشان. در عوض آنها زندگی خود را حول محور انسانهای اصیل و مثبت نگر میسازند و میکوشند از آدم‌های مساله دار و کسانی که موجب افولشان میشود دوری کنند. 

 سخن پایانی:

موفقیت انسانهای با هوش هیجانی بالا  مرهون آن است که هیچ‌گاه دست از یادگیری نمیکشند. آنها  از اشتباهات‌ خود درس میگیرند، آنها از موفقیت‌هایشان می آموزند و آنها همواره خود را در جهت تعالی تغییر میدهند

مدیریتی

مطمئن باشید که کسب و کار شما دارای ظاهر و درون یکسان باشد.
مشتری همیشه باید با تمام افراد در کسب و کار شما یک ارتباط مناسب داشته باشد.

مدیریتی

خطای ذهنی ۱۵: تعمیم مبالغه آمیز

مدتی طول کشید تا باور کنم شدت و مقدار واقعی مشکلات پیش‌رویم، به اندازه‌ای که نشان می‌دهند نیست!و شدت ذهنی اونا با شدت عینی‌شان تفاوت بسیاری داره.
  بارها با خودت گفتی: "دیگه بدبخت شدم!" ولی نشدی.
و فوری هم یادت رفته که دقتی به این خطای ذهنی کنی، خطایی که در لحظه همه رو بهم میریزه. 

تو به دلیل مبالغه در بخشی از افکارت گمان می کنی که "بدشانس"ی و واقعیت ذهن‌ات اجازه نمی‌ده جوانب مثبت زندگی رو ببینی.

همه‌ی ما بایست شکرگزار مواهبت زندگی‌مان باشیم 
بایست سپاس‌گزاری کنیم تا کمتر گرفتار خطای تعمیم مبالغه‌آمیز شویم. 

مدیریتی

اتاق فکـر (Think tank)چیست؟

اتاق فکر 
شاید موضوع اتاق فکر، موضوع تازه و نویی به نظر نرسد اما نقش ارزشمند اتاق‌‌های فکر در تعاملات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و تاثیر مثبت آن در توسعه و ارتقای سازمان‌ها، به‌ویژه سازمان‌های ارایه دهنده خدمات به قشرهای متفاوت جامعه، باعث شده است که این تشکیلات غیر‌ساختارمند گذشته، امروزه جایگاهی در ساختار سازمان‌ها پیدا کند.
یکی از عادت‌‌های بدی که دامنگیر جامعه ماست، عمل پیش از تفکر یا تفکر پس از عمل است که راه برون رفت از این سیکل معیوب، نهادینه سازی الگوی عمل مبتنی بر معرفت است. اتاق فکر، مغزی برای اندیشیدن، ذهنی برای پرواز کردن و فکری برای گشودن است. اتاق فکر عرصه‌ای است که در آن خرد جمعی به منصه ظهور می رسد . در این فضا شرکت‌کنندگان درخصوص مسایل و موضوعات مورد بحث به اجماعی همگانی دست می‌یابند، چرا که در اینجا دیگر از روابط قدرت خبری نیست.


اتاق‌های فکر چهار ویژگی‌ عمده دارند:
1 – جمع اندیشی
2 – تولید فرآورده‌های فکر و انتقال به مخاطب
3 – معطوف بودن کوشش‌ها به مسایل روز
4 – درگیر نشدن در مسایل اجرایی و تشریفات رسمی سیاستگزاری


در اینجا کمیت بسیار مهم بوده و از تعداد پیشنهادهای بیشتر استقبال می‌گردد، زیرا احتمال رسیدن به راه حل بهتر را افزایش می‌دهد. در این روش یک گروه 5 الی 15 نفره با حضور یک رییس (البته نه از نوع روسای خودمحور) برای اداره نمودن جلسه و یک دبیر برای ثبت پیشنهادهای صورت گرفته با استفاده از برخی ابزار و امکانات تشکیل جلسه می‌دهند.
دستور کار جلسه قبلا با وضوح کامل به اعضا اعلام می‌شود . باید مطمئن شد تمامی اعضای گروه موضوع موردنظر را درک نموده باشند. اعضا در طی جلسه به نوبت پیشنهادهای خود را اعلام و دبیر جلسه آنها را یادداشت می‌نماید. با این حال این روش قواعدی دارد که به این شرح می‌باشد:
1 – اظهار نظر آزاد و بی‌واسطه و هر چند غیرمعمول بلامانع است (از ایده‌‌های غیرمعمول استقبال می‌شود).
2 – به هیچ اندیشه ای انتقاد نمی‌شود (انتقاد ممنوع است).
3 – حداکثر نظرات ارایه و جمع‌آوری می‌شود (تاکید بر کمیت نظرات و ایده‌هاست).
4 – تکوین نظرات در مدت معین صورت می‌گیرد (ایده‌ها ترکیب و بهبود پیدا می‌کنند).

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic