درباره سایت

محسن یزدانی مؤسس و مدیر عامل مجموعه باشگاه های زنجیره ای هیربد
اولین دارنده مدال طلای جهان و عنوان پیشرفته ترین بدنساز سال 1999 جهان (IFBB) و اولین ایرانی عضو فدراسیون حرفه ای های پرورش اندام جهان (IFBB PRO)
فارغ التحصیل DBA , EMBA سخنران در حوزه موفقیت و انگیزش

بایگانی

نویسندگان

پیوندها

تصاویر برگزیده

آمار بازدید

  • بازدید کل:

  • بازدید امروز:

  • بازدید دیروز:

  • بازدید ماه قبل:

  • بازدید این ماه:

  • تعداد مطالب:

  • نویسندگان:

مدیریتی

نگذارید کارکنانتان فقط به کار فکر کنند!

در مقاله ای در هاروارد بیزنس ریویو گفته شده است که حتی در محیط های کاری پرفشار هم برای خود کارکنان و هم برای مدیران آنها بهتر است که افراد فقط هویت کاری نداشته باشند و کار را آنقدر بزرگ تعریف نکنیم که جای دیگر جنبه های زندگی را هم بگیرد.

بسیاری سازمان ها کارمند ایده ال را کسی می دانند که زندگی اش را وقت کارش کرده باشد، چیزی که در بعضی شغل ها شاید تا حدی اجتناب ناپذیر به نظر برسد. 
با این حال باید دانست، کارمندان شما فقط کارمند نیستند، بلکه هویت های دیگری مانند قهرمان ورزشی، هنرمند، نقش پدر و مادری و مانند آن هم می توانند داشته باشند. کارکنان در تفکیک زندگی شخصی و کاریشان به روشهای مختلفی عمل می کنند، برخی همه چیزشان را در کار تعریف می کنند و کسانی هم چنین نمی کنند. 

نتایج پژوهش ها نشان می دهد با آزاد گذاشتن کارکنان و پذیرش این هویت های مختلف، خود سازمان ها نیز بهره مند می شوند و می توانند از این منابع ارزشمند خود بهتر استفاده کنند. 
در اینجا توصیه شده است نه تنها این تنوع را بپذیرید و کارمندان خود را فقط کارمند نبینید، بلکه گاهی حتی به صورت رسمی آنها را وادار کنید به جنبه های دیگر زندگی شان هم برسند(اگر می بینید کارمندتان زیاد درگیر کارش شده است، گاهی او را به مرخصی اجباری بفرستید، این بیشتر به نفع شماست) 

مدیریتی

قش موثر شتاب دهنده ها درموفقیت استارت آپ ها

شتاب‌دهنــــــــده، مجموعه‌ای از خدمات مختلف و متنوع را به استارت آپ های نوپای دارای ایده های خوب ارائه می‌دهد، که همین مساله باعث رشد سریع استارت آپ ها میشود.

استفاده از شبکه ارتباطی وسیع

امروزه نقش ارتباطات در هر زمینه به خوبی برای همگان روشن شده است. فرض کنید شما ایده‌ای برای رفع یک مشکل در یک صنعت دارید! اگر به صاحبان آن صنایع مراجعه و کلی وقت و هزینه بابت معرفی ایده خود صرف کنید بهتر است، یا از کسی کمک بگیرید که به تمامی افراد فعال درآن صنعت دسترسی داشته و قبلا نیز با آنان همکاری کرده است!؟ پاسخ روشن است. شبکه ارتباطی وسیع در شتاب دهنده ها به صاحبان ایده و محصول کمک می کنند تا در شناسایی فرصت ها، مذاکرات و ارتباط با صاحبان صنایع و نیز از همه مهمتر بهره مندی از تجریبات و نظرات تعداد زیادی از افراد با تجربه در هر زمینه تخصصی، بصورت راحت تر و با صرف وقت و هزینه کمتری امور خود را پیش ببرند.

افزایش خلاقیت ها و تکمیل ایده ها

وقتی شما یک استارت‌آپ‌ نوپا هستید، پس حتما یک ایده داشته اید! اما بارها اتفاق افتاده است که یک استارت آپ با یک ایده آغاز می‌شود و نهایتا پس از دوره زمانی مشخصی محصول و یا خدمتی به غیراز آنچه در ابتدا به آن فکر می کرده ارائه داده است! بله درست متوجه شده اید! با گذشت زمان جنبه های مختلف یک ایده برای کارآفرینان روشن می گردد و آنها سعی در تکمیل و اصلاح آن دارند. شتاب دهنده ها به دلیل داشتن منابع انسانی ماهر و باتجریه و تجمیع کارآفرینان در رشته های مختلف می توانند بازه دید ایده‌پردازان اولیه را گسترش داده و آنان را با جنبه‌های مختلف از حوزه مورد نظر خود آشنا کرده و اینگونه زمینه خوبی برای تکمیل خلاقیت و گسترش ایده فراهم نمایند.

قدرت تحلیل بازار و برنامه ریزی

شبکه های وسیع ارتباطی شتاب دهنده ها و همچنین وجود افراد توانمند در آن باعث می گردد تا هر استارت‌ آپ با حضور در یک مرکز شتاب ‌دهنده بتواند بسیاری از مهارت های کسب و کار را یاد گرفته و در کنار مشاوران باتجربه بتواند بازار هدف خود، وضعیت رقیبان حاضر در آن و تمامی نقاط ضعف و قوت خود را مورد ارزیابی قرار داده و به این‌ترتیب استارت ‌آپ بتواند برای رسیدن به هدف خود برنامه ریزی های لازم را انجام داده و بهترین گزینه را در هر زمان انتخاب نماید.

تمرین در مذاکره با خریداران و سرمایه گذران!

وقتی شما دارای یک ایده و حتی محصول خوب هستید، قطعا برای معرفی آن پا به بیرون از شرکت خود می‎گذارید، در جایی به دنبال مشتری و در جایی به دنبال سرمایه گذار جهت جذب منابع مالی هستید! اما آیا شما به قدر کافی در این مورد باتجربه و ماهر هستید!؟ پس شما باید بتوانید ویژگی‌های منحصر به فرد محصول خود و همچنین آینده پررونق آن را به درستی و به شیوه‌ای قانع‌کننده به سرمایه گذاران و خریدارن ذکر کنید!

محسن یزدانی

می‌خواهید بیشتر پول در بیاورید؟

 قانون تکثیر را یاد بگیرید!

(در این مقاله تجربه شخصی استیفن کی مخترع، نویسنده، سخنران و مؤسس شرکت اینونت رایت که به کارآفرینان در جهت پیاده‌سازی و ارائه ایده‌هایشان به بازار کمک می‌کند را در مورد مسیر شغلی و شیوه درآمدزایی در طول زندگی از زبان خودش می‌خوانیم.)

 شما در هر سال چقدر پول می‌خواهید در بیاورید؟ اگر تا کنون این سؤال را به طور جدی از خود نپرسیده‌اید حتماً این کار را بکنید. پاسخ به این سؤال خیلی ساده است. و تا واقعاً در موردش فکر نکنید مشخص کردن اینکه چگونه به آن خواهید رسید غیرممکن خواهد بود.

  وقتی من در اوایل بیست سالگی‌ام بودم روزی پدرم مرا روبروی خود نشاند و همین سؤال را از من پرسید. نصیحتی که پدرم آن روز به من کرد از اساس شیوه‌ای که من در مورد کار کردن فکر می‌کردم را تغییر داد و مرا به سمت حرفه کنونی‌ام سوق داد.

  من به وی گفتم می‌خواهم سالی ۱۰۰ هزار دلار درآمد داشته باشم. در آن زمان من فکر می‌کردم این مقدار پول هنگفتی است. او به من گفت: تو احتمالاً ۳۰ سال دیگر کار خواهی کرد. پس یعنی در طول زندگی من چه مقدار پول در خواهم آورد؟ ضرب و تقسیم را انجام دادم: ۳ میلیون دلار.

  او از من پرسید که آیا من از این مقدار پول راضی خواهم بود؟ و اگر نیستم چه کاری برای تغییر آن خواهم کرد؟

  پدر من فرد باهوشی بود. ۳ میلیون پس از ۳۰ سال با در نظر گرفتن مالیات‌ها، تورم و هزینه‌های زندگی پول خیلی زیادی محسوب نمی‌شد. حساب‌وکتاب‌ها درست از آب در نمی‌آمد: زندگی کوتاه است و به نظر نمی‌رسید که این مقدار پول برای یک عمر کار کردن کافی باشد. وقتی به آخرین حقوقم دوباره نگاه کردم، دیگر خوشحال نبودم.

  پدرم به من گفت که تنها راه پول‌دار شدن پیدا کردن یک فرصت بیزینسی است که دارای اثر تکثیری بوده و نیازی به حضور و دخالت من نداشته باشد. چند وقت طول کشید تا من معنی واقعی این جمله را فهمیدم. قسمت آخر به اندازه کافی ساده بود. او توضیح داد: «یک دکتر در هر روز در طی یک سال تعدادی بیمار مشخص را می‌تواند ببیند. یک وکیل فقط وکالت تعداد مشخصی پرونده را می‌تواند به عهده بگیرد.» برای ثروت آفرینی، من باید چیزی را پیدا می‌کردم که نیازی به حضور فیزیکی من نداشته باشد.

  قسمت دیگر سخت‌تر بود: اثر تکثیری دیگر یعنی چی؟ او به من گفت که باید چیزی درست کنم که مکرراً مورد استفاده باشد، چیزی که مردم هیچ‌وقت نباشد که لازم نداشته باشند. به زبان دیگر، او برای من ایده اصلی جمع‌آوری ثروت را توضیح داد. این قضیه به نظرم منطقی می‌رسید. و این چیزی بود که باعث شد من شروع به فروختن حق امتیاز به افراد برای ایده‌هایم کنم.

  امروزه، مثال‌های زیادی از بیزینسهایی که این خصوصیات را دارند وجود دارد. مثلا برنامه نویسان یا فروشندگان حق امتیاز. و البته مثال‌های متعددی از متدهای سنتی تر وجود دارد. مثل بازار بورس، اوراق قرضه و مسکن.

  برای من، مفهوم اثر تکثیری بسیار جذاب بود. برخی افراد از استاد بودن در حرفه‌شان لذت می‌برند، از روز و شب کار کشیدن از خودشان. ولی من این‌طوری نیستم. من می‌خواستم پول در بیاورم و می‌خواستم کارهای نویی انجام دهم تا به شیوه‌های جدید خودم را به چالش بکشم.

  شما چه مقدار پول می‌خواهید در بیاورید؟ چطور می‌خواهید آن را در بیاورید؟ پیدا کردن اثر تکثیری مخصوص به خودم- نوشتن یک کتاب، تدریس یک درس و فروختن حق امتیاز ایده‌هایم- به من اجازه داد تا طوری که دوست داشتم زندگی کنم، افراد دیگر را وادار کنم تا برای من کار کنند و خودم رئیس خودم باشم. این به طرز فوق‌العاده‌ای شما را آزاد می‌کند و برای من به خوبی جواب داد.

  البته من اعتقاد ندارم که این شیوه برای همه مناسب است. ولی از شما می‌خواهم تا جدا از خود بپرسید چه مقدار پول قصد دارید در بیاورید و حساب‌وکتاب بالا را در مورد آن انجام دهید.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات