درباره سایت

محسن یزدانی مؤسس و مدیر عامل مجموعه باشگاه های زنجیره ای هیربد
اولین دارنده مدال طلای جهان و عنوان پیشرفته ترین بدنساز سال 1999 جهان (IFBB) و اولین ایرانی عضو فدراسیون حرفه ای های پرورش اندام جهان (IFBB PRO)
فارغ التحصیل DBA , EMBA سخنران در حوزه موفقیت و انگیزش

بایگانی

نویسندگان

پیوندها

تصاویر برگزیده

آمار بازدید

  • بازدید کل:

  • بازدید امروز:

  • بازدید دیروز:

  • بازدید ماه قبل:

  • بازدید این ماه:

  • تعداد مطالب:

  • نویسندگان:

مدیریتی

 بدون تفویض اختیار موثر، نمی توانید مدیریت کنید


مدیران تاثیرگذار باید به کارکنان خود ایمان داشته باشند. موفقیت شما در گرو تمایل به اعتماد به کارکنان برای ایجاد خلاقیت، حل مشکلات و کسب نتایج است.
 تفویض اختیار مستلزم این است که با رعایت احتیاط، فردی مناسب را برای یک ماموریت چالش برانگیز انتخاب کنید.
به این منظور، علایق،نقاط قوت و تخصص فرد را در نظر بگیرید و آنگاه امور را به کسانی که حداقل در دو بخش از این سه زمینه توانایی بالایی دارند محول کنید. 
مثلا اگر به کسی نیاز دارید که به تحقیق و رسیدگی به شکایات مشتریان بپردازد، این کار را به کسی واگذار کنید که از خدمت به مشتریان لذت ببرد، دارای مهارت های فردی بالایی باشد و بداند که چگونه به مسائل رسیدگی نموده و راه حل هایی را بیابد. 
شما از طریق تفویض اختیار بر کارایی خود می افزایید. بدین ترتیب می توانید روی موضوعات مهم تمرکز کنید و خود را از کارهایی که زمان و انرژی تان را تحلیل می برند رها نمایید. 
در عین حال، می توانید به توانمندی کارکنان خود بیافزایید و آنها را به همراهان ارزشمندتری تبدیل کنید.
تفویض اختیار را با واگذار کردن امور روزانه به کارکنانی که از عهده ی وظایف عادی خود نیز برنمی آیند اشتباه نگیرید. 
محول کردن واقعی مستلزم دادن مسئولیت و اختیار به دیگری جهت انجام کاری است که طبعا بخشی از وظایف خودتان محسوب می شود.

محسن یزدانی

سان تزو در کتاب "هنر جنگاوری" می گوید:

"یكصد پیروزی در یكصد جنگ، اوج كاردانی یك فرمانده نیست! منتهای هنرمندی یك فرمانده، واداشتن دشمن به اطاعت، بدون جنگ است!"

ممکن است بعضی ازمدیران  برای کارفرما صدها بار جنگیده باشند و هر صد بار هم پیروز شده باشند، اما فرماندهی خوب است که بدون جنگ بر مسائل و مشکلات شرکت غلبه کند. 
مدیر خوب  کسی است که برای حل مشکلات کارکنان راه حل های هنرمندانه و عاری از خشونت و دعوی را پیش بگیرد و البته این هنر یک فرمانده و یک مدیر خوب است که ضمن آنکه پیروز می شود از جنگ بپرهیزد!

 مدیری خوب است که با مدیریت هنرمندانه اش هم خودش برنده باشد و هم کارکنان و هم کارفرما و هم سهامداران.

مدیریتی

مردی که 10 بار در امتحان ورودی هاروارد مردود شد و 9 سال مجانی لیدر تورهای خارجی  در چین بود تا زبان انگلیسیش خوب شود!

همه ما کمابیش با اسطوره تجارت الکترونیک چین؛ یعنی همان مردی که 10 بار در امتحان ورودی هاروارد مردود شد و 9 سال مجانی به عنوان راهنمای توریست های خارجی در چین فعالیت کرد تا زبان انگلیسی اش خوب شود و اکنون هدایت شرکت 444 میلیارد دلاری علی بابا را بعهده دارد، آشنایی داریم. او هر سال به عنوان میهمان ویژه مجمع جهانی اقتصاد در داووس سوئیس شرکت کرده و به ایراد سخنرانی می پردازد و این پست گزیده ای از یک کنفرانس خبری امسال اوست:
 
۱. از اشتباهات دیگران یاد بگیرید و سعی نکنید از موفقیت دیگران بیاموزید. به داستان موفقیت دیگران گوش نکنید چرا که خیلی چیزها پشت آن مخفی است که شما نمی دانید. یادم است زمانی سال 2001 از دانشکده کاروکسب هاروارد به علی بابا آمدند و گفتند می خواهیم یک مطالعه موردی درباره شرکت شما تهیه کنیم و بعد از یک هفته گزارشی تهیه کردند و به محض مطالعه این گزارش اعتراض کردم که نه این ما نیستیم و خود شما هستید! برای خودشان از من امضایی گرفتند و رفتند! بعد از 5 سال تدریس آن در دانشگاه های جهان، آنها من را به یک جلسه ای دعوت کردند که در آن همه رقبای علی بابا نابود شده و علی بابا فقط پیروز بود و حال آنکه ما بارها و بارها شکست خورده بودیم! 
آموختن از اشتباهات دیگران به این درد می خورد که آدم وقتی با موارد مشابه مواجه میشود می داند چگونه با آن برخورد کند نه اینکه از آنها اجتناب کند چرا که اشتباه کردن امری حتمی است!  

کتابی که در صدد نگارش آن هستم والبته اگر بتوانم این است: 1001 اشتباه علی بابا! این یکی از ارزشمندترین کارهای زندگی من خواهد بود. موضوع زندگی من این نیست که چقدر بدست آورده ام، بلکه این است که چقدر در روزهای سخت به خاطر اشتباهات به رنج و زحمت افتادم و تاب و توان گذر از آنها را داشته ام! 

۲. روی کیفیت تمرکز کنید نه اندازه! قرن گذشته هر چه بزرگتر بودی بهتر بود و امروز هرچه خوب تر باشی بهتره! ببینید اگر نگاهی به لیست مجله فورچون بیندازید 500 شرکت برتر دنیا با معیار اندازه و سایز انتخاب شده اند. سوال: چند تا از آنها شاد و سودده بوده اند؟ نه! بلکه این شرکت های کوچک اند که خیلی سودده و شاد و سرحالند! آنها می توانند با همسر و بچه هایشان به سفر بروند و به خودشان بیشتر برسند! 
 
۳. اولین باشید. تلاش نکنید بهترین باشید بلکه اولین باشید! اولینی باش که تغییر می کند، به چالش می کشد، بر سختی ها غلبه می کند. زیرا بهترین فقط یکی مثلا نفر اول المپیک است و این نمی تواند برای هر کس که خود منحصر بفرد است و زندگی اش دارای ارزش است هدف اصلی باشد. اندیشه بهترین بودن یعنی آماده تسلیم شدن و نادیده انگاشتن توانمندی ها برای نو آوری، تغییر و استقامت!
 
۴. خودتان را برای آینده آماده کنید! من وقتی شروع کردم نه پول داشتم، نه پارتی نه تکنولوژی و اتفاقا در اکثر امتحانات مردود شدم! اما از اول معیار رقابتم با دیگران 10 سال آینده بوده است! دست به هر کاری می زدم می دانستم آن کار 10 سال دیگر من را از همه جلوتر می اندازد. 
پس معیار رقابتتون ماه آینده یا سال آینده نباشد! بلکه دورتر را ببینید! 
 
۵. متمایز باشید. سوال: آیا شرکت آمازون رقیب اصلی شماست؟ پاسخ: نه. من آمازون را از اول تا الان که یک غول تجارت الکترونیک است می شناسم. اما ما مثل آمازون نیستیم! ما مردم را توانمند می سازیم تا تجارت الکترونیک انجام دهند و هر کسی برای خودش یک آمازون بشود!

۶. به هر چالش به عنوان یک فرصت نگاه کنید. اگر دنبال فرصت ها باشید خواهید گفت همه آنها توسط شرکت های بزرگ استفاده شده و چیزی برای ما باقی نمانده است! نه! فرصت ها در دل چالش ها و مشکلات نهفته اند که به چشم هر کسی نمی آیند. اگر بتوانید چالشی را حل کنید، این برای شما یک فرصت است تا موفق شوید. هرچه مشکلی که حل می کنید بزرگتر باشد، فرصت های نهفته در آن هم بزرگتر خواهد بود!

۷. خودتان را در محاصره افراد عالی قرار دهید! قانع کردن افراد منفی برای انجام کاری، بسیار سخت است. البته شما نمی توانید تمامی پرسنل خود را از افراد مثبت اندیش انتخاب کنید اما افرادی که در سطح هیات مدیره با آنها کار می کنید باید مثبت اندیش و پر انرژی باشند. برای من خیلی دردناک است که بخواهم معاونی داشته باشم و هر بار او را تشویق کنم که مثبت باشد! چنین فردی می تواند مهندس خوبی باشد اما نه یک رهبر خوب! اگر به اتاق جلسات هیات مدیره ما بیایید این گونه نیست که رئیس نکات اعضای هیات مدیره را خیلی متواضعانه یادداشت کند! اتاق جلسات ما اتاق جنگ است! تصمیمات شرکت را صداهای بلندتر می سازند!

محسن یزدانی

تعدیل نیرو و تخریب اعتماد 


یکی از خصوصیات برجسته رهبران و مدیران، توانایی اعتماد آفرینی و نگهداری آن است. آفرینش اعتماد در سازمان کار ساده ای نیست بر اثر گذشت زمان و ایجاد ارتباط عمیق و جلب توجه کارکنان این اعتماد به وجود می آید در فضای  این اعتماد آفریده شده مدیریت کردن بسیار ساده تر می شود ومیزان خلاقیت و آفرینش کارکنان به میزان بالایی رشد می کند. کارکنان، ارتباطلات و اعتماد ایجاد شده به عنوان گنجینه های سازمان محسوب می شوند هر چند هنوز هستند رهبران و مدیرانی که به کارکنان به چشم دارایی مالی نگاه می کنند نه گنجینه شرکت. اما رهبری و مدیریت کردن بدون اعتماد، کاری بسیاردشوار و پر از تنش و چالشهای گوناگون است و متاسفانه در ایران بسیار مدیران و رهبرانی دیده می شود که شرکت خود را "روزگذر" اداره می کنند.
از طرفی در این فضای پر التهاب اقتصاد و روزهای سخت صنعت ایران علی الخصوص برای صنایع وابسته به خودرو، به دلیل تعدیل های مکرر و ناخواسته نیروی انسانی، اعتماد کارکنان به سازمانها به شدت از بین رفته است. اعتماد یکی از آن چیزهای شکننده ای است که آفرینش آن بسیار دشوار و از دست دادن آن آسان است.
مدیریت کردن در این فضای بی اعتمادی که به دلیل تعدیل نیرو و عدم پرداخت های به موقع، به وجود آمده است. کار بسیار دشواری است به خصوص وقتی شمار زیادی از کارکنان نگران از دست دادن کار خود باشند. نبود اعتماد سبب افت عملکرد میشود، زیرا سرمایه معنوی شرکت ضعیف می شود.
با اجرای برنامه تعدیل نیروی انسانی روابط فرهنگ داخلی شرکت به شدت عوض می شود، اصول ارزشی متحول می شوند و اعتماد از بین می رود. همه کم کم نگران از دست دادن کار و به خطر افتادن آینده رابطه خود با شرکت می شوند. و البته باید بدانیم که این پدیده درشرکت های کوچک و بزرگ و در همه جای دنیا رخ می دهد.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic