درباره سایت

محسن یزدانی مؤسس و مدیر عامل مجموعه باشگاه های زنجیره ای هیربد
اولین دارنده مدال طلای جهان و عنوان پیشرفته ترین بدنساز سال 1999 جهان (IFBB) و اولین ایرانی عضو فدراسیون حرفه ای های پرورش اندام جهان (IFBB PRO)
فارغ التحصیل DBA , EMBA سخنران در حوزه موفقیت و انگیزش

بایگانی

نویسندگان

پیوندها

تصاویر برگزیده

آمار بازدید

  • بازدید کل:

  • بازدید امروز:

  • بازدید دیروز:

  • بازدید ماه قبل:

  • بازدید این ماه:

  • تعداد مطالب:

  • نویسندگان:

مدیریتی

 در تصمیم گیری عجله نکنید
 
 مشکلات در مسیر مدیریت امری عادی است و دور از انتظار نیست. ممکن است کارمندی شما را ناراحت کند یا شریکی خلف وعده نماید یا پیمانکارتان ، تاخیر داشته باشد یا رقیب تان کاری غیراخلاقی انجام دهد و مواردی نظیر این ها.
هنر مدیر، مدیریت صحیح این موقعیت ها برای دستیابی به بهترین نتیجه است.
بدترین انتخاب در اینباره ، تصمیم عجولانه است. در مواقع این چنینی ،سعی کنید بر خود مسلط باشید. با خودتان عهد ببندید که در حالت عصبانیت و خشم  هیچ تصمیمی  نگیرید  و آرامش خود را حفظ کنید.
گاهی اوقات 15 دقیقه صبر کردن و بعد تصمیم گرفتن مسیر را کاملا عوض می کند. گاهی اوقات نیز باید یک یا چند روز صبر کنید و در این مدت با دیگران مشورت نمایید.

مدیریتی

چگونه برنامه‌ریزی کنیم؟ 

 برنامه‌های سلسله مراتبی:
این برنامه‌ها در سه سطح سلسله مراتبی به نام موسسه‌ای، مدیریتی و فنی قرار می‌گیرند و بدین ترتیب هستند:
- برنامه استراتژیک
- برنامه مدیریتی یا واسطه‌ای
- برنامه اجرایی که بر اساس میزان کاربرد در این دسته قرار می گیرد


 برنامه‌های ثابت
برنامه‌هایی هستند که مدیران برای مقابله با مشکلات همیشگی و تکراری از آنها استفاده می‌کنند. چنین برنامه‌ای را می‌توان فرایند عملکرد استاندارد (SOP) نیز نامید.

 برنامه‌های تک کاربردی:
برنامه‌های تک کاربردی برای یک موقعیت یا مشکل خاص طراحی شده‌اند و پس از یکبار استفاده کنار گذاشته می‌شوند.

 برنامه‌های احتمالی
برنامه‌های احتمالی برای کنترل شرایطی ساخته شده‌اند که اگر تصورات ابتدایی محقق نشد، بکار روند. این برنامه‌ها به عنوان نقشه دوم استفاده می‌شوند.

 چگونه می‌توان برنامه‌ریزی درستی انجام داد؟

ویژگی های یک برنامه‌ریزی موفق
در صورتی می‌توان برنامه‌ریزی را موفق دانست که در رسیدن به اهداف به شما کمک کند. برای اینکه برنامه‌ریزی موفقی انجام داد لازم است که موارد زیر را درنظر گرفت:

 داشتن هدفی مشخص:
 اولین نکته برای اینکه برنامه‌ای خوب داشته باشید این است که اهدافتان کاملاً مشخص و تعریف شده باشد. اگر اهداف کاملا مشخص نباشد موجب سردرگمی خواهد شد. بنابراین لازم است که اهداف سازمانی با دقت تعریف شوند و با ظرافت تنظیم گردند.

 درک درست: در صورتی می‌توان برنامه‌ای را اجرا کرد که افراد به درستی از مسئولیت‌هایشان در اجرای این برنامه آگاه باشند. اگر فرد مفهوم برنامه‌ ریزی را درک نکند نمی تواند وظایفش را نیز انجام دهد.

 جامعیت برنامه:
 ویژگی دیگر یک برنامه‌ریزی خوب پرداختن به تمامی جوانب مورد نظر است به گونه‌ای که بتوان یک طرح جامع را برای رسیدن به موفقیت دنبال کرد.

 انعطاف پذیری:
 یک برنامه‌ ریزی خوب باید به گونه‌ای باشد که در صورت نیاز تغییراتی در آن اعمال شود. نمی‌توان به درستی آینده را پیش بینی کرد بنابراین همیشه باید جای تغییر را خالی گذاشت.

 به صرفه بودن برنامه:
 ویژگی دیگر آن است که برنامه‌ریزی باید به نحوی باشد که هزینه‌های برآورده شده آن به صرفه باشد و تا جای ممکن از مخارج غیر ضروری جلوگیری کند.

فراموش نکنید که یک برنامه‌ ریزی درست و موفق در زندگی شخصی می‌تواند پایه و اساس برنامه‌ ریزی موفق کاری و حرفه‌ای باشد. بکارگیری آموزه‌های مدیریت زمان، انرژی و تمرکز شما را در این امر مهم یاری می‌دهد.

مدیریتی

شانه‌هایی که ثابت می‌کند در مدیریت شکست خورده‌اید!
 
۱. دائما از کوره در می‌روید.

۲. همیشه دست‌کم یک کارمند هست که در خطر اخراج شدن است.

۳. وقتی مشکلی پیش می‌آید، اولین سوالی که به ذهنتان می‌رسد این است: «چه کسی خرابکاری کرده؟»

۴. ایده‌های خوبی از اعضای تیمتان می‌شنوید اما می‌ترسید این ایده‌ها را با مدیریت مطرح کنید و او خوشش نیاید.

۵. دائم درگیر این هستید که خوب به نظر بیایید.

۶. اصطلاحا آمار همه مدیران را دارید و می‌دانید چه کسی با مدیران ارشد میانه خوبی دارد و چه کسی ندارد.

۷. وقتی از کارتان خسته می‌شوید، معمولا دلیلش این است که یکی از کارکنان نتوانسته انتظاراتتان را برآورده کند. تک‌تک تخلفات و اشتباهات کارکنان را به دقت زیر نظر دارید.

۸. دقیقا از نقاط قوت و نیازهای آموزشی اعضای تیمتان خبر دارید، اما هنوز نمی‌دانید خودتان چه کم و کاستی‌هایی دارید.

۹. همیشه به کارکنانتان می‌گویید: «این تصمیم بر عهده من نیست. از دست من خارج است.»

۱۰. به نظر شما، قدردانی از کارکنان لزومی ندارد. به هر حال آنها دارند بابت کارشان پول می‌گیرند.

مدیران ضعیف از اینکه خود واقعی‌شان را در محیط کار بروز دهند می‌ترسند. آنها حرف دلشان را نمی‌زنند. یکسری قوانین از پیش تعیین شده مدیریت را روخوانی می‌کنند. وقتی اشتباهی پیش می‌آید، آنها تقصیر را گردن کارکنان می‌اندازند تا وجهه‌شان تخریب نشود. 
ولی نمی دانند که اگر کارکنان کارشان را درست انجام می‌دهند، این موفقیت مدیر هم است، و اگر خطا می‌کنند، این شکست مدیریت است. 

اما همیشه راه‌هایی هست که مدیران از ترس بیرون بیایند و اعتماد را یاد بگیرند:

 برای بحران بعدی آماده باشید. آماده باشید که بگویید: «مشکلی نیست. درستش می‌کنیم.» به دنبال مقصر نگردید. در یک محیط مبتنی بر اعتماد، سرزنش و تحقیر هیچ جایی ندارد.

 اگر کارمندان سنگ تمام می‌گذارند، تلاش‌هایشان را ببینید. قدردانی کنید، حتی بابت چیزهای کوچک. 

 ترس‌هایتان را بشناسید. همه ما دچار  
ترس می‌شویم. وقتش است که به آن اقرار کنیم. وقتی دچار ترس هستید، فورا واکنش نشان ندهید. نفس عمیق بکشید و در ساختمان قدم بزنید. ۱۵۰ سال دیگر، همه ما مرده‌ایم. آیا بحران امروز واقعا اهمیت دارد؟ چه کسی از سرزنش کردن کارمند نفع می‌برد؟ هیچ‌کس!

 حتما چیزهایی هست که می‌ترسید به مدیرانتان بگویید. لیستی از آن تهیه کنید. دقت کنید که روراست بودن در محیط کار و افشای حقایق کار آسانی نیست.

 وقتی حرفه‌ای می‌شویم که نسبت به احساسات و واکنش‌هایمان در شرایط استرس‌زا آگاه باشیم. به تاثیر ترس در محیط کار خود، اعضای تیم و بدنتان دقت کنید تا هر روز قوی‌تر از دیروز شوید.

خوب بخوابید تا رهبرسازمانی بهتری باشید!

خوب بخوابید تا رهبرسازمانی بهتری باشید!

 مساله خواب رهبران سازمانی بسیار بغرنج است و بیش از ۴۲ درصد رهبران سازمانی، کمتر از ۶ ساعت خواب مفید در شبانه‌روز دارند. زمانی که مدیران کم‌خواب باشند، نحوه عملکرد آنها منجر به کاهش بهره‌وری و خروجی کارکنان آنها نیز خواهد شد. 

 زمانی که رهبران با خواب ناکافی در محیط کار حاضر می‌شوند، احتمال اینکه صبر و تحمل خود را در قبال کارکنان از دست دهند، به شیوه‌ای توهین آمیز رفتار کنند و رفتار کاریزماتیک بسیار کمرنگ‌تری داشته باشند، بیشتر است.

 رهبران محروم از خواب کافی، بی‌قراری، تحریک‌پذیری و تعارض بیشتری دارند. وقتی مدیران خواب کافی نداشته باشند، احتمال رفتارهای نامناسب آنها در روز با کارکنان بسیار بیشتر می‌شود. بنابراین زمانی که رهبر سازمان استراحت کافی نداشته باشد، کل سازمان باید هزینه آن را پرداخت کند!

محسن یزدانی

چه زمانی باید یک مشاور استخدام کرد؟

استخدام یک مشاور کسب و کار به اندازه کافی پرهزینه است چه برسد به آنکه به درستی هم انتخاب نشده باشد.

زمانی میرسد که شما و کسب و کارتان نیاز به مشاوره و کمک خارجی دارید. ممکن است شما نیاز به اطلاعات بازار یا مشاوره، مهارت ها، استراتژی ها و تکنیک هایی داشته باشید که در سازمانتان وجود ندارند. مشاوران می توانند راه حلی برای طیف گسترده ای از مسائل مربوط به کسب و کار ارائه دهند. انواع مختلف مشاوران ایده های مختلفی را ارائه می دهند اما شما باید بدانید که چه موقع و چرا از آنها استفاده می کنید.

به طور کلی، یک مشاور کسب و کار در استراتژی، برنامه ریزی و حل مسئله با شما کار می کند. آنها ممکن است به شما در توسعه مهارت کسب و کار و رشد دانش کمک کنند. شما ممکن است نیاز به یادگیری نحوه طراحی یک مدل کسب و کار، ایجاد یک طرح بازاریابی یا تعیین تکنیک های بازاریابی مورد نیاز خود و چگونگی استفاده از آنها را داشته باشید.

چگونه یک مشاوره  کسب و کار را شروع کنیم؟

سازمان ها، به ویژه سازمان های بزرگ، ساختار هزینه های خود را به اشتراک نمی گذارند. هزینه ها یک راز تجاری محسوب و تحت کنترل شدیدی نگه داری می شوند. علاوه بر این، هزینه ها برای هر واحد، مشتری، خدمات و غیره متفاوت است. گزارش شده است که هزینه های شرکت های بزرگ از حدود 3200 دلار تا 6،600 دلار در هر ساعت شروع می شود. در یک نظرسنجی از مشاوران در سال 2017،  14 درصد از مشاوران بیش از 50،000 دلار برای هر پروژه، هزینه کرده بودند.

مشاوران به پنج دسته تقسیم می شوند:

۱. مشاوران استراتژیک و مدیریت
این شرکتها یا افراد درک عمیقی از بازار شما دارند و بهترین شیوه های صنعت شما را می شناسند. آنها می توانند از افزایش ریزش مارکت شما جلوگیری کنند و پیشنهادات محصولات شما را گسترش دهند، به شما در بازاریابی جهت بازدهی و صرفه جویی در هزینه کمک کنند، قابلیت های شرکت شما را افزایش دهند و یا به شما در خرید تجهیزات بزرگ و یا حتی خرید یک شرکت دیگر کمک کنند.

۲. مشاوران عملیاتی
این مشاوران بر افزایش کیفیت و کارایی پردازش شرکت شما تمرکز می کنند. شما می توانید از آنها زمانی که به دنبال برنامه ریزی فرآیندهای موجود، آنالیز و ارائه پیشنهادات و یا توصیه هایی برای بهبود کیفیت، کاهش مراحل و اشتباهات، افزایش بودجه احتیاطی و کاهش هزینه ها هستید، استفاده کنید.

۳. مشاوران IT
که در حال حاضر بزرگترین بخش در مشاوره محسوب می شود. با در نظر گرفتن سرعت سریع تکنولوژی و پشتیبانی فنی مورد نیاز، اکثر شرکت ها در بعضی موارد یک مشاور را استخدام کرده اند تا به ادغام و بهبود سیستم های کامپیوتری یا تلفنی خود و یا فضای ذخیره سازی، ارتقا سرورها و غیره کمک کند.

۴. مشاوران منابع انسانی
این کسب و کارها به طور خاص برای رفع نیازهای کارکنان کار می کنند. شما می توانید از آنها برای استخدام استعدادهای برتر استفاده کنید، ماندگاری کارکنان را افزایش دهید و جبران خسارات را جهت تطابق با اهداف شرکت، تعیین کنید. شما می توانید از آنها برای توسعه رهبری و ارتباطات نیز استفاده کنید.

۵. مشاوران فروش و بازاریابی
شرکت ها در این زمینه برای ایجاد طرح های بازاریابی، شرح موقعیت، توسعه یک نام تجاری، راه اندازی کمپین های تبلیغاتی، ایجاد راهکارهای رسانه های اجتماعی، ایجاد فرآیند فروش و بهبود و یا طراحی آموزش فروش و مربیگری، از مشاوران استفاده می کند.

ممکن است مشاور  چندین بار یک راهبرد و یک چارچوب برای چگونگی انجام کار به شما بدهد اما هیچ اطمینانی از اینکه این روش ها قبلا پیاده سازی و پیگیری شده و یا نتایج ردیابی شده اند، نمی دهد و این لزوما تقصیر مشاور نیست. آنها ممکن است فقط جهت راه اندازی و انجام وظایف خاصی استخدام شده باشند. خدمات مشاوره همچنین می تواند بسیار گران باشد و طول بکشد. شرکت های بزرگ می توانند صدها هزار دلار را در این زمینه صرف کنند و بعد از نزدیک به یک سال، چیزی برای نشان دادن نداشته باشند.

محسن یزدانی

چه زمانی باید یک مشاور استخدام کرد؟

استخدام یک مشاور کسب و کار به اندازه کافی پرهزینه است چه برسد به آنکه به درستی هم انتخاب نشده باشد.

زمانی میرسد که شما و کسب و کارتان نیاز به مشاوره و کمک خارجی دارید. ممکن است شما نیاز به اطلاعات بازار یا مشاوره، مهارت ها، استراتژی ها و تکنیک هایی داشته باشید که در سازمانتان وجود ندارند. مشاوران می توانند راه حلی برای طیف گسترده ای از مسائل مربوط به کسب و کار ارائه دهند. انواع مختلف مشاوران ایده های مختلفی را ارائه می دهند اما شما باید بدانید که چه موقع و چرا از آنها استفاده می کنید.

به طور کلی، یک مشاور کسب و کار در استراتژی، برنامه ریزی و حل مسئله با شما کار می کند. آنها ممکن است به شما در توسعه مهارت کسب و کار و رشد دانش کمک کنند. شما ممکن است نیاز به یادگیری نحوه طراحی یک مدل کسب و کار، ایجاد یک طرح بازاریابی یا تعیین تکنیک های بازاریابی مورد نیاز خود و چگونگی استفاده از آنها را داشته باشید.

چگونه یک مشاوره  کسب و کار را شروع کنیم؟

سازمان ها، به ویژه سازمان های بزرگ، ساختار هزینه های خود را به اشتراک نمی گذارند. هزینه ها یک راز تجاری محسوب و تحت کنترل شدیدی نگه داری می شوند. علاوه بر این، هزینه ها برای هر واحد، مشتری، خدمات و غیره متفاوت است. گزارش شده است که هزینه های شرکت های بزرگ از حدود 3200 دلار تا 6،600 دلار در هر ساعت شروع می شود. در یک نظرسنجی از مشاوران در سال 2017،  14 درصد از مشاوران بیش از 50،000 دلار برای هر پروژه، هزینه کرده بودند.

مشاوران به پنج دسته تقسیم می شوند:

۱. مشاوران استراتژیک و مدیریت
این شرکتها یا افراد درک عمیقی از بازار شما دارند و بهترین شیوه های صنعت شما را می شناسند. آنها می توانند از افزایش ریزش مارکت شما جلوگیری کنند و پیشنهادات محصولات شما را گسترش دهند، به شما در بازاریابی جهت بازدهی و صرفه جویی در هزینه کمک کنند، قابلیت های شرکت شما را افزایش دهند و یا به شما در خرید تجهیزات بزرگ و یا حتی خرید یک شرکت دیگر کمک کنند.

۲. مشاوران عملیاتی
این مشاوران بر افزایش کیفیت و کارایی پردازش شرکت شما تمرکز می کنند. شما می توانید از آنها زمانی که به دنبال برنامه ریزی فرآیندهای موجود، آنالیز و ارائه پیشنهادات و یا توصیه هایی برای بهبود کیفیت، کاهش مراحل و اشتباهات، افزایش بودجه احتیاطی و کاهش هزینه ها هستید، استفاده کنید.

۳. مشاوران IT
که در حال حاضر بزرگترین بخش در مشاوره محسوب می شود. با در نظر گرفتن سرعت سریع تکنولوژی و پشتیبانی فنی مورد نیاز، اکثر شرکت ها در بعضی موارد یک مشاور را استخدام کرده اند تا به ادغام و بهبود سیستم های کامپیوتری یا تلفنی خود و یا فضای ذخیره سازی، ارتقا سرورها و غیره کمک کند.

۴. مشاوران منابع انسانی
این کسب و کارها به طور خاص برای رفع نیازهای کارکنان کار می کنند. شما می توانید از آنها برای استخدام استعدادهای برتر استفاده کنید، ماندگاری کارکنان را افزایش دهید و جبران خسارات را جهت تطابق با اهداف شرکت، تعیین کنید. شما می توانید از آنها برای توسعه رهبری و ارتباطات نیز استفاده کنید.

۵. مشاوران فروش و بازاریابی
شرکت ها در این زمینه برای ایجاد طرح های بازاریابی، شرح موقعیت، توسعه یک نام تجاری، راه اندازی کمپین های تبلیغاتی، ایجاد راهکارهای رسانه های اجتماعی، ایجاد فرآیند فروش و بهبود و یا طراحی آموزش فروش و مربیگری، از مشاوران استفاده می کند.

ممکن است مشاور  چندین بار یک راهبرد و یک چارچوب برای چگونگی انجام کار به شما بدهد اما هیچ اطمینانی از اینکه این روش ها قبلا پیاده سازی و پیگیری شده و یا نتایج ردیابی شده اند، نمی دهد و این لزوما تقصیر مشاور نیست. آنها ممکن است فقط جهت راه اندازی و انجام وظایف خاصی استخدام شده باشند. خدمات مشاوره همچنین می تواند بسیار گران باشد و طول بکشد. شرکت های بزرگ می توانند صدها هزار دلار را در این زمینه صرف کنند و بعد از نزدیک به یک سال، چیزی برای نشان دادن نداشته باشند.

مدیریتی

رفتارهای مثبتی که باعث جلب احترام بیشتر می شود

تمام انسان‌ها در هر سن و موقعیت اجتماعی، تمایل دارند مورد احترام قرار گیرند و جایگاه خود را حفظ کنند. وقتی بعنوان مدیر مشغول کار هستید، لازم است تمام افرادی که با آن‌ها کار می کنید، به شما احترام بگذارند. باید بتوانید احترام خود را به دست آورید و به همین خاطر نیاز است رفتار مناسبی از خود نشان دهید تا دیگران برای شما ارزش قائل شوند. 

شاید کارمندان به عادت‌ها، هوشتان یا توانایی شما برای عقد قرارداد احترام بگذارند، اما جزئیات بیشتری درباره‌ی احترام گذاشتن وجود دارد. در اینجا درباره 7 رفتاری که سبب می شود دیگران بیشتر به شما احترام بگذارند صحبت می کنیم.

۱. مهربان باشید

اگر می خواهید رفتار محترمانه‌ای دریافت کنید، با همه درست رفتار کنید و همواره مهربان باشید.
با دیگران همان‌طور رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار کنند. به سراغ انجام کارهایی بروید که همراه با ادب و احترام است. تا جای ممکن لبخند بزنید و از کلمه‌ی متشکرم یا لطفاً استفاده کنید.

۲. محترمانه رفتار کنید

از رفتارهای غیرمحترمانه چون چشم غره و استفاده‌ی بیش از حد از گوشی موبایل اجتناب کنید و به دنبال راهکاری برای پرحرفی خود باشید. این رفتارهای غیرمحترمانه از بی‌احترامی شما نسبت به طرف مقابل حکایت دارد و مانع از برقراری ارتباط مؤثرتر و حل مسئله خواهد شد. به جای آن، سعی کنید مؤدبانه به دیگران گوش دهید. حتی وقتی با ایده یا نظر کسی موافق نیستید، باز هم به حرف او گوش کنید. 

۳. خوب گوش دهید

گوش دادن بدین معناست شما افکار و عقاید خود را از ذهنتان بیرون می ریزید و واقعاً به چیزهایی که اطرافیان می خواهند به شما انتقال دهند، گوش می‌دهید. به جای اینکه نظر خودتان را مطرح کنید، با بیان چند سؤال گوینده را تشویق کنید تا چیزهای بیشتری به زبان بیاورد. وقتی مهارت گوش دادن مؤثر را تمرین می کنید، به دیگران کمک می کنید احساس کنند، اهمیت دارند.

۴. مفید باشید

کسانی که همیشه به دیگران کمک می کنند و در هر شرایطی به دنبال فرصتی برای کمک کردن هستند و در موقعیت‌های مختلف به دیگران گوش می دهند، لیاقت احترام بیشتری را دارند. پس به دنبال فرصت‌هایی برای کمک کردن باشید، حتی اگر پیش از این از فرصت‌هایی چشم پوشی می کردید.

۵. عذرخواهی نکنید

تمام کارهای شما بر اساس انتخاب‌هایتان انجام می شود و هیچ دلیلی برای بهانه تراشی وجود ندارد. اگر دیرتر از موعد مقرر به جایی که باید می رسید، حتماً بدین خاطر است که در مدیریت زمان خود ناتوان هستید. اگر هنوز کاری را به انجام نرسانده‌اید یقیناً به این دلیل است که تمرکز خوبی روی آن نداشته‌اید یا از نظرتان انجام کار مذکور لازم نبوده است. اشتباهات خود را قبول کنید و به دنبال فرصتی باشید تا آن اشتباه را ترک کنید و کارتان را به شکل بهتری به انجام رسانید.

۶. خشمتان را ترک کنید

عصبانیت و خشونت تنها خودتان را آزار می دهد. خشم خود را کنترل کنید و وقتی عصبانی شدید از راه‌های کنترل خشم استفاده کنید و به سرعت خشم خود را رفع کنید. بپذیرید هر کسی ایده آل نیست و دارای عیوبی است. پس به خودتان و دیگران اجازه دهید تا حال بهتری داشته باشید. 
تمرکز روی اهداف مثبت، بخشش به دیگران و فراموش کردن کینه و کدورت‌ها را از یاد بگیرید.

۷. به دنبال تغییر باشید

لجبازی شما را از رسیدن به اهداف زندگی دور می کند. باید بپذیرید تغییر جزئی از جریان تکامل است. مهارت‌های پیشرفت فردی را در خود تقویت کنید. برای مثال، به سراغ یادگیری مهارت‌های جدید بروید، فعالیت‌های جدید انجام دهید و رفتارهای غیرارادی خود را بسنجید و برای این همه سعی و تلاش در مسیر بهبود خود را مورد تحسین قرار دهید.

مدیریتی

از مدیریت لذت ببرید


عملکرد بالا و انسانیت دو هدف مدیران بزرگ هستند. آنها برای خیال پردازی درباره ی دستیابی به این اهداف، و یا نگرانی درباره ی آنها، و یا حتی جشن گرفتن پس از رسیدن به آنها، انرژی  اندکی را صرف می کنند.
یوگن هریگل فیلسوفی بود که در دهه ی ۱۹۵۰ به ژاپن سفر کرد تا تیراندازی با کمان را از یک استاد مراقبه بیاموزد. هریگل یاد گرفت که توجه اندکی را به نشستن تیر بر هدف معطوف بکند. استاد به او آموخت که به جای تمرکز بر خود هدف، توجهش را به لذت ها و نکات ظریف مربوط به تنفس مناسب، گرفتن ریسمان، تنظیم پیکان در کمان، به عقب کشیدن آن، و رها کردنش معطوف نماید. هریگل و دیگر آموزندگان تیراندازی با تمرکز بر این اقدامات به دو شکل پاداش می گرفتند: از انجام هر یک از کارها بیشتر لذت می بردند، و چون می آموختند بر ظرافتها تسلط یابند (که بسیار به راهبرد پیروزی های کوچک شباهت دارد)، همواره تیر را نیز بر هدف مینشاندند.
بر این اساس، اگر می خواهید مدیر بزرگی باشید، اهدافتان را خرد کنید سپس توجه تان را به گام های کوچکی معطوف کنید که باید در طول مسیر بردارید. و از انجام هرکدام از آنها لذت ببرید و در انجام عالی آنها تبحر پیدا کنید. این موضوع کمک می کند که از شغل تان بیشتر لذت ببرید و در نهایت این گامها اگر عالی انجام شوند شما را به اهدافتان می رساند

از خود در برابر کاهندگان انرژی محافظت کنید

در مقام مدیر، وقتی رخداد بدی اتفاق می افتد یا کسی ناراحت است، این وظیفه ی شماست که به موضوع رسیدگی کنید. ولی پژوهش ها نشان میدهد هرچه زمان بیشتری را در پیرامون سیبهای گندیده سپری کنید (یعنی آن افراد نامطبوع، تنبل، بد اخلاق و منفی باف) با آسیب بیشتری روبه رو خواهید شد. وقتی افراد از لحاظ عاطفی تخلیه می شوند، از تمرکز بر شغل شان دور شده و در عوض برای بهبود حالات روحی خود تلاش می کنند.
اگر تعدادی از کارمندانتان چندان راضی نیستند و روز به روز انرژی مورد نیاز شما را می مکند و نمی توانید از دستشان خلاصی یابید، توصیه ام این است که کمترین مقدار زمان ممکن را در اطرافشان سپری نمایید.
یکبار مدیرعاملی با من درباره ی یک مهندس ارشد صحبت کرد که توانایی اش در زمینه ی رفع کاستی ها تحسین برانگیز بود، ولی به خاطر «صددرصد بدجنس بودن» اغلب کارکنان از او می ترسیدند و نفرت داشتند. در هر موقعیتی نه تنها به ایده ها، بلکه به افراد از جمله مدیرانش حمله می کرد. مدیران ارشد باور داشتند ارزش او بیش از آن است که اخراج گردد، بنابراین به دفتر خصوصی خوبی در ساختمان دیگری واقع در چندین بلوک دورتر انتقالش دادند. به این ترتیب، مدیران و همکارانش می توانستند تا حد امکان از تماس اتفاقی با او بپرهیزند. اکثر مدیران نمی توانند این قبیل مکندگان انرژی را در انزوای کامل قرار دهند. وقتی نمی توانید از ایشان بپرهیزید، سعی کنید مزاحم تان نشوند. 
برچسب ها mohsenyazdani

مدیریتی

تئوری اسب‌ مُردهسرخ‌پوستان آمریکا یک ضرب‌المثل قدیمی دارند با این مضمون که: "وقتی دیدید اسب‌تان مرده، پیاده شوید." شاید گمان کنید که این ضرب‌المثل بیان بدیهیات است. با این وجود، کافیست کمی به شرکت‌ها و سازمان‌های اطراف خود نگاه کنیم.

متاسفانه اسب بسیاری از شرکت‌ها و سازمان‌های ایرانی مرده است! بیشتر شرکت‌های دولتی، نیمه‌دولتی و خصوصی، به ارائه محصولات و خدماتی مشغولند که دوره آنها گذشته و مشتریان از آنها استقبال نمی‌کنند. بی‌شک شما هم تایید می‌‌کنید که این شرکت‌ها و سازمان‌ها باید پیش‌تر از این برای توسعه محصولات و خدمات بهتر و جایگزین، نوآوری پیشه می‌کردند. 

اگر این کار را کرده بودند، الان می‌توانستند از اسب مرده پیاده و به سرعت اسبی چالاک، جوان و تازه‌نفس را سوار ‌شوند. 

هنوز هم فرصت نوآوری برای برخی از این شرکت‌ها کاملا از دست نرفته است. اما در کمال شگفتی بیشتر آنها به‌جای پیاده شدن از اسب مرده، کارهای عجیب دیگری می‌کنند. 

مثلاً:

- تازیانه محکم‌تری می‌خرند!

- اسب‌سواران را عوض می‌کنند!

- کمیته‌ای برای بررسی اسب منصوب می‌کنند!

- ماموریتی به دیگر کشورها می‌روند تا ببینند دیگران چگونه اسب مرده سوار می‌شوند!

- استانداردها را پایین می‌آورند تا اسب مرده را هم شامل شوند!

- اسب مرده را در طبقه جدیدی به نام "زنده بی‌تحرک" دسته‌بندی می‌کنند!

- پیمانکار برون‌سازمانی می‌گیرند تا اسب مرده را سوار شود!

- چند اسب مرده را هم‌زمان به کار می‌گیرند تا سرعت زیاد شود!

- بودجه و آموزش بیشتری برای بهبود عملکرد اسب مرده اختصاص می‌دهند!

- اعلام می‌کنند که چون اسب مرده غذا نمی‌خورد، هزینه‌ها کاهش و سود افزایش می‌یابد!

- اهداف عملکردی کل اسب‌های دیگر را کاهش می‌دهند!

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic