درباره سایت

محسن یزدانی مؤسس و مدیر عامل مجموعه باشگاه های زنجیره ای هیربد
اولین دارنده مدال طلای جهان و عنوان پیشرفته ترین بدنساز سال 1999 جهان (IFBB) و اولین ایرانی عضو فدراسیون حرفه ای های پرورش اندام جهان (IFBB PRO)
فارغ التحصیل DBA , EMBA سخنران در حوزه موفقیت و انگیزش

بایگانی

نویسندگان

پیوندها

تصاویر برگزیده

آمار بازدید

  • بازدید کل:

  • بازدید امروز:

  • بازدید دیروز:

  • بازدید ماه قبل:

  • بازدید این ماه:

  • تعداد مطالب:

  • نویسندگان:

مدیریتی

علت بی حوصلگی چیست و چگونه با آن مقابله کنیم؟

علت بی حوصلگی می‌تواند به تغذیه و خواب نامناسب، استرس، افسردگی، روابط اجتماعی نامطلوب، عدم فعالیت بدنی و یا نگرش منفی ما به زندگی بازگردد.
بی حوصله شدن همان دردی است که هر از گاهی به سراغ همه ما می‌آید. این بی حوصلگی علل مختلفی دارد. برخی از آنها قابل رفع هستند، ریشه‌ برخی به خود ما باز می‌گردند و با برخی دیگر باید کنار بیاییم و به دنبال راهکارهایی باشیم که روحیه ما را بهبود ببخشد. در ادامه به بررسی برخی از این عواملی که می‌تواند در بی حوصلگی و خستگی مزمن ما نقش داشته باشد اشاره می‌کنیم.

۱. افسردگی و استرس 
 در خیلی از موارد بی حوصلگی‌های ما به اضطراب یا افسردگی بازمی‌گردد. افرادی که این دو حالت را تجربه می‌کنند بی حوصلگی زیاد دارند و به دلیل آستانه پایین تحمل خود زود عصبی می‌شوند. علایم افسردگی را بشناسید و برای رفع آن اقدام کنید.
اگر می‌خواهید سرحال‌تر و شادتر باشید به محیط زندگیتان بیشتر توجه کرده و چیدمان خانه‌اتان را به شکلی که روحیه‌ی شما را بالاببرد و به شما آرامش ببخشد تغییر دهید. 

۲. تغذیه نامناسب 
عادات بد غذایی بر حالات روانی ما تاثیر می‌گذارد و حالاتی مانند تحریک پذیری، نوسانات خلقی، عدم تمرکز، پرخاشگری، عصبانیت یا بیش فعالی را ایجاد کند. 
کمبود ویتامین D، ویتامین B و اسیدهای چرب امگا 3 می‌تواند به احساس افسردگی و آشفتگی منجر شود.
غذاهایی مانند گوجه فرنگی، خرما، موز، آناناس و آواکادو باعث تشدید فعالیت و واکنش سرتونین در مغز شده و شما را سرحال‌تر می‌کند
 
۳. خواب نامناسب
بسیاری از ما می‌دانیم که کمبود خواب موجب کسالت و بی حوصلگی می‌شود، با این حال از نظر محققان زمان خواب به اندازه میزان خواب اهمیت دارد. کسانی که دیر به رختخواب می‌روند حتی اگر زیاد بخوابند، در معرض افسردگی قرار دارند. پس سعی کنید شب‌ها زود بخوابید و البته خواب کافی داشته باشید. ساعات اولیه خواب شبانه تاثیر بسزایی در آرام کردن و ترمیم اعصاب خسته و سرحال کردن بدن دارد.
 
۴. ورزش نکردن 
ورزش کردن را فراموش نکنید. از همین امروز شروع کنید و در سه تا شش ماه پیشرفت قابل توجهی در انرژی خود پیدا می‌کنید و کمتر احساس خستگی و بی حوصلگی خواهید کرد. 

۵. روابط نامناسب 
ممکن است تصور کنید که وقت گذرانی با دوستان راهی مناسب برای سرحال شدن است،  به عقیده محققان احساسات ما (خواه مثبت و خواه منفی) مسری هستند و اغلب بدون اینکه بدانیم از شخصی به شخص دیگر انتقال می‌یابند. جالب آنکه حتی گاهی بدون اینکه دوستان را ببینیم تحت تاثیر خلق و خوی آنها قرار می‌گیریم. بنابراین سعی کنید روابط خود را با کسانی که به شما انرژی منفی داده و موجب بی حوصلگی شما می‌شوند کاهش دهید و به جای آن با افرادی وقت بگذرانید که روحیه شما را بالا می‌برند. 
 
۶. سیگار کشیدن 
محققان نیوزلندی در یک پژوهش بزرگ دریافتند که افرادسیگاری معتادین به نیکوتین بیش از سایرین در معرض افسردگی قراردارند

۷. کم خونی و فقرآهن 
میزان آهن خون خود را چک کنید. کم خونی می‌تواند از جمله علل خستگی و بی حوصلگی باشد. کم خونی و فقر آهن از جمله مشکلات عمده زنان است که می‌توان آن را با رژیم غذایی غنی از آهن جبران کرد.
 
۸. بیماری 
بیماری‌هایی مانند پرکاری و کم کاری تیروئید، دیابت و مشکلات قلبی می‌تواند علت بی حوصلگی و خستگی بعضی افراد باشد که باید با مراجعه به پزشک و بررسی دقیق‌تر آنها را درمان یا کنترل کرد.
 
۹. نگرش منفی 
یکی از دلایل اصلی حوصله نداشتن و احساس کسالت کردن این است که نوع نگاه و تفکر شما نسبت به خودتان و اطرافتان منفی شده‌است. 
نگاه خود را تغییر دهید، افکارمنفی را ازخود دور کنید و مثبت بیاندیشید
و در نهایت؛ سعی کنید چیزهایی که آرامش فکری و روحی شما را می‌گیرد از زندگیتان دور کنید، آدم‌هایی که شما را ناراحت می‌کنند یا کارهایی که روحیه شما را خراب می‌کنند.  به خود آرامش دهید برای رسیدن به آرامش راز و نیاز با خدا، توسل و توکل بهترین کلید است.

مدیریتی

علت بی حوصلگی چیست و چگونه با آن مقابله کنیم؟

علت بی حوصلگی می‌تواند به تغذیه و خواب نامناسب، استرس، افسردگی، روابط اجتماعی نامطلوب، عدم فعالیت بدنی و یا نگرش منفی ما به زندگی بازگردد.
بی حوصله شدن همان دردی است که هر از گاهی به سراغ همه ما می‌آید. این بی حوصلگی علل مختلفی دارد. برخی از آنها قابل رفع هستند، ریشه‌ برخی به خود ما باز می‌گردند و با برخی دیگر باید کنار بیاییم و به دنبال راهکارهایی باشیم که روحیه ما را بهبود ببخشد. در ادامه به بررسی برخی از این عواملی که می‌تواند در بی حوصلگی و خستگی مزمن ما نقش داشته باشد اشاره می‌کنیم.

۱. افسردگی و استرس 
 در خیلی از موارد بی حوصلگی‌های ما به اضطراب یا افسردگی بازمی‌گردد. افرادی که این دو حالت را تجربه می‌کنند بی حوصلگی زیاد دارند و به دلیل آستانه پایین تحمل خود زود عصبی می‌شوند. علایم افسردگی را بشناسید و برای رفع آن اقدام کنید.
اگر می‌خواهید سرحال‌تر و شادتر باشید به محیط زندگیتان بیشتر توجه کرده و چیدمان خانه‌اتان را به شکلی که روحیه‌ی شما را بالاببرد و به شما آرامش ببخشد تغییر دهید. 

۲. تغذیه نامناسب 
عادات بد غذایی بر حالات روانی ما تاثیر می‌گذارد و حالاتی مانند تحریک پذیری، نوسانات خلقی، عدم تمرکز، پرخاشگری، عصبانیت یا بیش فعالی را ایجاد کند. 
کمبود ویتامین D، ویتامین B و اسیدهای چرب امگا 3 می‌تواند به احساس افسردگی و آشفتگی منجر شود.
غذاهایی مانند گوجه فرنگی، خرما، موز، آناناس و آواکادو باعث تشدید فعالیت و واکنش سرتونین در مغز شده و شما را سرحال‌تر می‌کند
 
۳. خواب نامناسب
بسیاری از ما می‌دانیم که کمبود خواب موجب کسالت و بی حوصلگی می‌شود، با این حال از نظر محققان زمان خواب به اندازه میزان خواب اهمیت دارد. کسانی که دیر به رختخواب می‌روند حتی اگر زیاد بخوابند، در معرض افسردگی قرار دارند. پس سعی کنید شب‌ها زود بخوابید و البته خواب کافی داشته باشید. ساعات اولیه خواب شبانه تاثیر بسزایی در آرام کردن و ترمیم اعصاب خسته و سرحال کردن بدن دارد.
 
۴. ورزش نکردن 
ورزش کردن را فراموش نکنید. از همین امروز شروع کنید و در سه تا شش ماه پیشرفت قابل توجهی در انرژی خود پیدا می‌کنید و کمتر احساس خستگی و بی حوصلگی خواهید کرد. 

۵. روابط نامناسب 
ممکن است تصور کنید که وقت گذرانی با دوستان راهی مناسب برای سرحال شدن است،  به عقیده محققان احساسات ما (خواه مثبت و خواه منفی) مسری هستند و اغلب بدون اینکه بدانیم از شخصی به شخص دیگر انتقال می‌یابند. جالب آنکه حتی گاهی بدون اینکه دوستان را ببینیم تحت تاثیر خلق و خوی آنها قرار می‌گیریم. بنابراین سعی کنید روابط خود را با کسانی که به شما انرژی منفی داده و موجب بی حوصلگی شما می‌شوند کاهش دهید و به جای آن با افرادی وقت بگذرانید که روحیه شما را بالا می‌برند. 
 
۶. سیگار کشیدن 
محققان نیوزلندی در یک پژوهش بزرگ دریافتند که افرادسیگاری معتادین به نیکوتین بیش از سایرین در معرض افسردگی قراردارند

۷. کم خونی و فقرآهن 
میزان آهن خون خود را چک کنید. کم خونی می‌تواند از جمله علل خستگی و بی حوصلگی باشد. کم خونی و فقر آهن از جمله مشکلات عمده زنان است که می‌توان آن را با رژیم غذایی غنی از آهن جبران کرد.
 
۸. بیماری 
بیماری‌هایی مانند پرکاری و کم کاری تیروئید، دیابت و مشکلات قلبی می‌تواند علت بی حوصلگی و خستگی بعضی افراد باشد که باید با مراجعه به پزشک و بررسی دقیق‌تر آنها را درمان یا کنترل کرد.
 
۹. نگرش منفی 
یکی از دلایل اصلی حوصله نداشتن و احساس کسالت کردن این است که نوع نگاه و تفکر شما نسبت به خودتان و اطرافتان منفی شده‌است. 
نگاه خود را تغییر دهید، افکارمنفی را ازخود دور کنید و مثبت بیاندیشید
و در نهایت؛ سعی کنید چیزهایی که آرامش فکری و روحی شما را می‌گیرد از زندگیتان دور کنید، آدم‌هایی که شما را ناراحت می‌کنند یا کارهایی که روحیه شما را خراب می‌کنند.  به خود آرامش دهید برای رسیدن به آرامش راز و نیاز با خدا، توسل و توکل بهترین کلید است.

انگیزشی

بگذار #رویاهایت هرکجا میخواهند تو رابا خود ببرند. #فراموش مکن که ابتدای هر #موفقیتی از یک سفر #ذهنی شروع میشود.

مدیریتی

انتصاب های نادرست؛
سرباز حقی دارد، حق داشتن فرمانده ای لایق!

دنبال کسی نگردید که در گرفتن تصمیم های مرتبط با کارکنان هرگز اشتباه نکرده است، چنین فردی را نمی توان یافت. مدیران موفق از پنج قاعده ی اساسی پیروی می کنند.

اول، مدیر باید مسئولیت انتصابهای نادرست را بپذیرد. متهم کردن کسی که توان انجام کار را نداشته، اقرار به جرم است. مدیر در گزینش او اشتباه کرده است. 

اما دوم، مدیر مسئولیت دارد کسی را که قادر به انجام درست کار نیست بر کنار کند. اگر آدم ضعیف یا نالایق را به امید خود رها کنیم دودش به چشم دیگران هم می رود و روحیه ی کل سازمان را خراب
می کند. 

سوم، فقط به این خاطر که فرد نمی تواند کاری را که به او محول شده به خوبی . انجام دهد نمی توان نتیجه گرفت که به درد کار نمی خورد و باید مرخص شود. باید نتیجه
گرفت که او به کار نامناسب گماشته شده است. 

چهارم، مدیر باید بکوشد برای هر شغل فرد و مناسب با آن را پیدا کند. هر سازمان به اندازهی استعداد کارکنانش شکوفا می شود بنابراین
تصمیم مربوط به کارکنان باید درست باشد. 

و پنجم، تازه واردان را باید در منصبهای جا افتاده قرار داد، در جایی که توقعات مشخص شده و کمک در دسترس فرد است. ماموریت های مهم و جدید را عمدتا باید به کسانی داد که رفتار و عادت های آنها را خوب می شناسیم و پیشاپیش اعتماد و اعتبار لازم را دارند.

رهنمود: مسئولیت انتصاب های بد را بپذیرید. کسانی را که نمی توانند کارشان را به خوبی
انجام دهند عوض کنید.

مدیریتی

 وقتی که شما #فرکانس هایتان را با #انرژی جهان هستی هماهنگ میکنید برای جذب فراوانی بیشتر، افراد، ابزارها و کسانی را به سمت خود #جذب میکنید تا شما به هدفتان برسید

✅ جذب #فراوانی فقط به این معنی نیست که پول زیادی وارد زندگی شما شود بلکه این فراوانی و #ثروت ( پول و سلامتی و عشق و درآمد عالی و خوشبختی و رضایت و #آرامش و....) در اشکال مختلفی ظاهر میشود

✅ بنابراین شما خود را برای فرصتهای زیبایی که قرار است وارد زندگیتان شود اماده کنید

پرورش شخصی مدیران

از جک ولش که بعضی ها او را بزرگترین مدیر عامل جهان در قرن بیستم می دانند توصیه جالبی خطاب به مدیران سازمان ها نقل شده است به این مضمون که : 

" قبل از آن که رهبری دیگران را به عهده بگیرید مهم ترین کار و موثرترین عامل موفقیت شما این است که خودتان را پرورش دهید ، اما بعد از رسیدن به موقعیت و مسئولیت رهبری دیگران ، مهم ترین و موثرترین کاری که باید انجام دهید این است که دیگران ( کارکنان ) را پرورش دهید."

 یکی از پیام های مهم این توصیه ، تلاش مدیران برای توسعه شایستگی هایشان است قبل از آن که دیر شود. وقتی ما مدیر می شویم بویژه وقتی به مدارج بالای مدیریت می رسیم از دیگران کمتر بازخورد می گیریم ، لذا فرصت و امکان دریافت اطلاعات در مورد قوت ها و ضعف هایمان را از دست می دهیم و دچار جهل و غرور می شویم که دو مانع اساسی یادگیری هستند. اگر می خواهید رهبر بزرگ و اثر گذاری باشید ارزیابی شدن و بازخورد گرفتن از دیگران را هر چه زودتر شروع کنید.

این از آن کارهائی است که اگر به آن نپردازیم خیلی زود دیر می شود.به دیگران جرئت و جسارت بدهید که بیرحمانه اما منصفانه و محرمانه شما را نقد کنند ، به شما در مورد روش و منش تان تلنگر بزنند و پتانسیل های بهبودتان را به شما نشان داده و هدیه کنند. همه ما نقطه کور داریم یعنی بخشی از وجودمان را نمی بینیم و تحقیقات جالبی که انجام شده نشان می دهد که نقاط کور مدیران بویژه مدیران ارشد از بقیه افراد بیشتر است. 

خود را در معرض ارزیابی شدن قرار دهید، از انتقاد و باز خورد هر چند تلخ و صریح استقبال کنید و بازخورد را نقطه شروعی قرار دهید برای طراحی و اجرای برنامه هائی که شما را از نظر شایستگی های مدیریتی شایسته تر می کند.  
هر که عیب خویش را دید و شناخت
اندر استکمال خود صد اسبه تاخت

پنج وضعیت تعارض در سازمان

تعارض موضوعی رایج و کلیشه ای است که همواره در یک سازمان وجود دارد اما تاثیر آن در روند حرکتی سازمان بسیار زیاد و قابل توجه است، بنابراین نحوه برخورد و مدیریت مناسب تعارضات باعث ایجاد شرایط بهینه برای دستیابی به اهداف سازمان می شود ، به همین منظور 5 وضعیت در برخورد با تعارض در سازمانها وجود دارد که به شرح زیر می باشند:

1. اجتناب:
اولین و معمولترین راه برای مدیریت تعارض، اجتناب از آن می باشد.

2. سازش:
در این روش یکی از طرفین تعارض شرایط دیگری را می پذیرد، در واقع با یکدیگر سازش میکنند.

3. رقابت:
در این حالت، طرفین تعارض درگیر رقابت برای مغلوب کردن طرف مقابل خود می شوند، این حالت یک وضعیت مخرب برای سازمان است بدلیل آنکه طرفین تعارض از مسیر تلاش برای اهداف سازمانی خارج می شوند.

4. مصالحه:
در این حالت هر دو طرف تعارض بر سر یک راه حل میانه توافق میکنند تا هر دو طرف به نوعی راضی باشند.

5. همکاری:
در این وضعیت طرفین جهت رفع تعارض و دستیابی به شرایطی ایده آل تر در دستیابی به اهداف سازمان با یکدیگر  همکاری می نمایند.

محسن یزدانی

چگونه تصمیم به اخراج بگیریم؟

یکی از زیردستان شما در شرکت به اندازه کافی خوب عمل نمی‌کند. شما هر آنچه را که در توان‌تان هست، انجام داده‌اید تا به بهبود عملکرد او کمک کنید؛ اما هیچ پیشرفت قابل‌توجهی نمی‌بینید. اکنون نمی‌دانید باید چه کنید. آیا باید او را اخراج کنید؟ آیا بهتر است که عملکرد سریعی داشته باشید؟ با چه کسانی باید مشورت کنید؟ هزینه‌های تاخیر در این تصمیم چیست؟

 تامل کنید

چگونه از زمانی که «فکر» می‌کنید باید یک کارمند را اخراج کنید به «یقین» در مورد اخراج او می‌رسید؟ کانگر می‌گوید: «شما این را می‌دانید که ممکن است اشتباه کرده باشید.» برای اینکه عقل و احساس شما منطبق شود، پیشنهاد کانگر تفکر در مورد مجموعه‌ای از سوالات پیرامون نحوه مشارکت این فرد در موفقیت آینده سازمان شما خواهد بود. «تیم کامل و تمام‌عیار خود را تصور کنید. آیا این فرد در این تیم حضور دارد؟» یا «اگر این فرد به شما بگوید که می‌خواهد شرکت را ترک کند، تا چه اندازه برای نگه داشتن او تلاش می‌کنید؟»

 علت ریشه ای را در نظر بگیرید

از خودتان بپرسید: «آیا این فرد به‌طور کامل همه مسوولیت‌هایش را به‌طور کامل درک می‌کند؟ آیا او به اندازه کافی آموزش دیده است؟» همچنین فکر کنید که چگونه ممکن است شما در این مشکل سهیم باشید. بپرسید: «آیا نظارت کافی وجود دارد؟ آیا انتظارات واضح نیستند؟» 
به گفته مک‌کورد، ممکن است این مساله به خودی خود اشتباه کسی نباشد. شاید کارمند مذکور کارش را به خوبی انجام داده است؛ اما به دلیل تغییر نیازهای کسب‌و‌کار یا تغییرات در تکنولوژی، مجموعه مهارت‌های کارمند دیگر موردنیاز نیست. یا شاید «شغل موردنظر از فرد بزرگ‌تر است». از سوی دیگر، او می‌گوید: «شاید فرد نادرستی را استخدام کرده‌اید.»

 به دنبال داده باشید

کانگر برای انجام بررسی های لازم، جستجوی داده از همکاران معتمد را پیشنهاد می کند. پیشنهاد او گفتن چیزی شبیه این است: "من متوجه شدم که تیم ما در این حوزه خاص به خوبی فعالیت نمی‌کند. شما دلیل این امر را چه می‌بینید؟" نظرات و مشاهدات آنها را جویا شوید و ببینید آیا آنها به فرد خاصی اشاره می‌کنند یا خیر. اگر این کار را کردند، مثال‌های مشخص و عینی از آنچه آن فرد انجام داده یا انجام نداده است بخواهید.
کانگر می‌گوید: «اگر این فرد هشت وظیفه دارد و در اکثر آنها به خوبی عمل می‌کند و در دو وظیفه نگران‌کننده عمل می‌کند، شغل او در سازمان شما قابل‌نجات است.»

 با کارمند مذکور شفاف باشید

پیش از اخذ یک تصمیم، شما باید مکالمات مختلفی با کارمند مورد بحث داشته باشید. در این مکالمات تامل کنید. شما می‌خواهید باور کنید که این کارمند واقعا «مسبب مشکل» است و «انگیزه و اراده» برای حل آن را دارد. اگر چنین است، ممکن است کارمند مذکور آینده‌ای در شرکت داشته باشد. اگر شما شفاف نبوده‌اید، اکنون زمان شفاف بودن است. پیشنهاد کانگر ایجاد مکالمه با یک سوال رک و سرراست است. مثلا بگویید «شما به اهداف موردنظر شرکت ما دست نیافته‌اید. به نظر شما علت ریشه‌ای آن چیست؟» 

 با منابع انسانی مشورت کنید

کانگر معتقد است که دخیل کردن منابع انسانی از همان اوایل فرآیند حرکتی هوشمندانه است؛ چرا که می‌توانید از داده‌ها و توصیه‌های آنها در مورد نحوه مدیریت این موقعیت و مدارک موردنیاز برای اخراج فرد استفاده کنید.

 وقتی تصمیمتان را گرفته‌اید، آن را معوق نگذارید

به گفته کانگر، وقتی تصمیم به اخراج فردی گرفته‌اید، عملکرد سریع بسیار مهم و حائز اهمیت است. معوق گذاشتن تصمیمتان هزینه‌بر است. او می‌گوید: «اعتبار شما مورد سوال است. تیم طفره رفتن شما را در تصمیم‌گیری می‌بیند و این شبیه این است که شما جرات اخذ یک تصمیم دشوار را ندارید.»
مک‌کورد می‌گوید: «هیچ‌کس نمی‌گوید که من پیش از اخراج این فرد، باید چند سال صبر کنم.» اما هنوز به خاطر داشته باشید که اخراج یک فرد می‌تواند پیامدهای جدی روی معاش و حرفه او داشته باشد. تا جای ممکن تلاش کنید تا این کار را انسان‌دوستانه انجام دهید

مدیریتی

آیا شما یك كارآفرین هستید؟! 

ایجاد یک استارتاپ همیشه سخت است، اما اگر رویای خود را دنبال نکنید هرگز نمی فهمید آیا موفقیت آمیز بوده است یا خیر. حقیقت تلخ این است که اکثر کارآفرینان در شروع کار شکست می خورند. هر استارتاپی داستانی دارد و از هر کارآفرینی که بپرسید که چه ویژگی برای شروع یک کار به عنوان کارآفرین لازم است به یکی از موارد زیر اشاره می کند:

 توانایی عملی کردن ایده
عملی کردن ایده در ایجاد یک استارتاپ از اهمیت بالایی برخوردار است. اگر نتوانید ایده ی خود را عملی کنید، در واقع هیچ کاری را نمی توانید شروع کنید و به زودی شکست می خورید.
برای مثال موتور جستجوی گوگل را در نظر بگیرید. با این که تنها موتور جستجو نیست اما از همه موفق تر است.
احتمالا تعداد افراد زیادی ایده ی شما را در سر دارند اما توانایی عملی کردن آن را ندارند. اگر می توانید از ایده ی خود کسب و کاری بسازید، در آینده ی نزدیک به یک کارآفرین موفق تبدیل خواهید شد.

 اهمیت دادن به کار یا خواسته ی خود
اگر محصولی که می خواهید تولید کنید برای شما اصلا اهمیتی ندارد، به تولید آن حتی فکر نکنید. مطمئن باشید که نمی توانید از محصولی که هیچ ارزشی جز پول برای شما ندارد، کسب و کار ماندگاری را راه بیاندازید.
علاقه به کار عامل مهمی در ایجاد و ماندگاری یک استارتاپ است. تا زمانی که یک کارآفرین به کاری که می کند علاقه نداشته باشد، هرگز نمی تواند موانع را یکی پس از دیگری پشت سر بگذارد.
اگر سرویسی که ارائه می دهید و یا محصولی که تولید می کنید برای شما ارزشی نداشته باشد، استارتاپ شما هرگز به اوج نخواهید رسید.

 توانایی تحمل شکست در زندگی و کسب و کار
اگر آمادگی شکست را نداشته باشید، هرگز نوآور نخواهید شد.
کارآفرینان موفق تحمل شکست خوردن را دارند. شکست به معنی تمام شدن دنیا نیست، بلکه یکی از موانع مسیر موفقیت است و کارآفرینان این را به خوبی می دانند. از این رو آن ها توانایی تحمل این چالش های موقت را دارند.
برای مثال سرگذشت ریچارد برانسون (موسس شرکت های ویرجین) را بخوانید. او کسب و کار های زیادی را ایجاد کرد تا توانست به این موفقیت برسد.
به لیست کارهایی که او تا به حال ایجاد کرده نگاه کنید. خیلی از کارهایی که او در گذشته شروع کرده، دیگر وجود ندارند. اما با نگاه دقیق به این لیست می بینید که ویژگی مهمی که در ماندگاری به وی کمک کرده، مقاومت او در این راه است.

 علاقه به یادگیری
بیشتر از ساختن کار، خود را بسازید
بیشتر کارآفرینان موفق از خودسازی شروع کرده اند. هیچ قانون خاصی برای موفقیت وجود ندارد. مثلا دلایل موفقیت گوگل با دلایل موفقیت یاهو متفاوت است. کارآفرینان موفق هر لحظه در تلاش اند که کار خود را با شرایط پیش رو وفق دهند.
وارن بافت 80 تا 90 درصد وقت روز کاری اش را به مطالعه می پردازد تا در کارش موفق تر و به روز تر شود. با این که او هرگز به دانشگاه نرفته اما موفق ترین شرکت ها را در جهان تأسیس کرده است.
هرگز از آموختن دست برندارید و تا می توانید سوالات نقادانه بپرسید، چون این تنها کاری است که شما را به نیاز مشتری های تان نزدیک تر می کند.

 ریسک پذیری
یک کارآفرین بیشتر از آن چه که بتواند گاز می زند تا جویدن را یاد بگیرد.
برای کارتان چقدر حاضرید فداکاری کنید؟ یکی از ریسک هایی که اکثر کارآفرینان می کنند این است که کار روتین شان را رها کرده تا به رویاهای شان برسند.
همه ی تلاش کارآفرینان این است که کمتر ریسک کنند. با این حال آنها روزانه ریسک هایی می کنند که کاملا حساب شده است. یکی از ویژگی های کارآفرینان توانایی تصمیم گیری در لحظات حساس و موقعیت های سخت زندگی و کار است. اگر این خصوصیت در شما وجود دارد، خود را یک کارآفرین بدانید.

مدیریتی

سه روش برای ایجاد فرهنگ خلاقیت در سازمان:

اگر می خواهید کاركنان روز به روز در کار خلاقتر شوند، فقط به مواردی مانند ایجاد نشاط در محل کار و یا ایجاد فضای آرام و یا جلسات دوستانه حرفه ای تکیه نكنید. برای تشویق افراد به نوآوری بیشتر حس چالش در آنها پرورش دهید:

به کاركنان پروژه هایی واگذار کنید که خود آنها تقاضای انجام آنها را دارند، البته باید مطمئن شوید که وظایفی که به وی می سپارید با مهارتها و منابعشان تطبیق داشته باشد.

هیچگاه یک پروژه جدید را صرفا بخاطر اینکه فردی زمان آزاد بیشتری دارد یا اینکه ممکن است آنرا زود انجام دهد، به آنها واگذار نكنید . قبل از تفویض از خودتان بپرسید: با سپردن این پروژه چه کسی احساس چالش خواهد کرد و همچنین چه کسی ظرفیت روبرو شدن با این چالش را دارد؟

برای رسیدن به 70% موفقیت، هدفگذاری کنید. اگر از همه این انتظار را داشته باشید که یک وظیفه را با 100% موفقیت به پایان برساند، ممكن است افراد ریسک آن را نپذیرند، بگذارید که بدانند 70% موفقیت قابل قبول است و به آنها اطمینان دهید که نیازی نیست خیلی محتاطانه بازی کنند.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات