درباره سایت

محسن یزدانی مؤسس و مدیر عامل مجموعه باشگاه های زنجیره ای هیربد
اولین دارنده مدال طلای جهان و عنوان پیشرفته ترین بدنساز سال 1999 جهان (IFBB) و اولین ایرانی عضو فدراسیون حرفه ای های پرورش اندام جهان (IFBB PRO)
فارغ التحصیل DBA , EMBA سخنران در حوزه موفقیت و انگیزش

بایگانی

نویسندگان

پیوندها

تصاویر برگزیده

آمار بازدید

  • بازدید کل:

  • بازدید امروز:

  • بازدید دیروز:

  • بازدید ماه قبل:

  • بازدید این ماه:

  • تعداد مطالب:

  • نویسندگان:

مدیریتی

 مدیریت کنید، انجام ندهید...


اغلب مدیران تصور می کنند که اگر خودشان کار را انجام ندهند به درستی انجام نمی شود و یا اینکه بقیه فکر می کنند که این مدیر هیچ کاری انجام نمی دهد و بالای سر کار خود نیست. اما باید بگویم این طرز فکر کاملا غلط است و با این فکر و روش، قطعا در مدیریت شکست خواهید خورد.
با این روش و تفکر، شما به جای مدیریت کار، به انجام کار می پردازید.
همه ی ما اغلب به صورت ناخوداگاه، برای اطمینان از انجام صحیح کارها تمایل به انجام آنها توسط خودمان داریم. اما شما باید از این تمایل ناخوداگاه جلوگیری کنید و بپذیرید که مدیر هستید و مدیر هم کارش انجام دادن کارها توسط دیگران است.
 اینکار برای رشد و پیشرفت کارکنانتان بسیار ضروری است. اینطور آنها کارهای جدیدی یاد می گیرند و احساس رضایتمندی بیشتری می کنند.

تفویض اختیار مهارتی است که به شما خواهد گفت چطور اینکار را بکنید که بهترین نتایج را دریافت کنید.
کارگاه تفویض اختیار موثر یک پیشنهاد خوب برای تقویت اصولی این مهارت در خودتان است.

رساندن خبر بد به رئیس

دادن خبر بد به رئیس هیچ‌گاه خوشایند نیست. اما حقیقت آن است که همیشه کارها آنطور که می‌خواهیم پیش نمی‌رود، بنابراین مهم است که بدانیم این خبرهای بد را چطور به گوش بالادستی‌ها برسانیم بدون آنکه در مسیرشغلی‌مان خللی وارد کند. هیچ کس از اینکه با خبر بدی سوپرایز شود، خوشش نمی‌آید و این امر شامل رئیس‌ها هم هست.

خبرهایی مثل کاهش عملکرد تولید، وجود مسئله در توسعه محصول جدید، به وجود آمدن بحران در سازمان و خبرهایی از این دست همواره ممکن است در سازمان پیش بیاید و خوب است که بدانیم چگونه باید این خبرها را به گوش رئیس یا مدیر رساند.

جان گلیکمن (Jodi Glilckman)، نویسنده کتاب Great on the Job، معتقد است که سوء‌ارتباط‌ها و اتفاق‌های بد همیشه هستند و بنابراین ممکن است کنترل امور را از دست سازمان خارج کنند. نکته آن است که اگر خبر بدی دارید که باید به رئیستان بدهید، نباید وحشت‌زده شود (می‌توانید برای پنج دقیقه وحشت‌زده باشید، اما نه بیشتر). پس از آن به دنبال راه‌حل‌ها می‌گردید تا به رئیس بگویید، چون معمولاً مدیران و رؤسا از مسئله خوششان نمی‌آید، بلکه برعکس راه‌حل را دوست دارند.

نکته بعدی آنکه فکر نکنید می‌توانید مسئله‌ای را برای مدت طولانی از گوش مدیر پنهان نگه دارید. یعنی اگر کاری برای مسئله انجام ندهید، مسئله خود به خود ناپدید نخواهد شد. بنابراین حتما باید کاری کنید. در اینجا پنج نکته برای انجام این کار و دادن خبر بد به رئیس ارائه می‌کنیم تا نه تنها مسیرشغلی شما را از صدمه دیدن حفظ کند، بلکه حتی توجه برخی را به توانایی شما در مدیریت بحران جلب کند:

۱. زمان و مکان مناسبی انتخاب کنید. همان‌طور که از پنهان کردن خبر بد باید خودداری کنید، نباید این خبر را در وقتی برای مثال مدیر در حال نشان دادن شرکت به یک ارباب‌رجوع یا مشتری است و یا با عجله در حال خروج از شرکت است و یا جلسه مهمی دارد، بروز دهید. 
بنابراین زمان و مکان خوب و مناسبی را برای دادن خبر بد انتخاب کنید. یعنی وقتی استرس ندارید و مطمئن هستید که خلالی در کار رئیستان ایجاد نمی‌کنید در مورد موضوع با او صحبت کنید. این به رئیس زمان بیشتری خواهد داد تا در مورد ابعاد موضوع بیاندیشد و نشان خواهد داد که موضوع برای شما هم جدید بوده است.

۲. دلایل و شواهد را آماده کنید. اگر مسئله‌ای پیش آمده، حتما رئیس در مورد دلیل یا دلایل آن از شما سؤال خواهد کرد. بنابراین باید کاملاً آماده باشید و چرایی این پیشامد را داشته باشید. لذا اطلاعات مورد نیاز را هر چه زودتر، گردآوری کنید یا حداقل به رئیس بگویید که چه زمانی این اطلاعات را در اختیار او قرار خواهید داد.

۳. دقیق و مشخص باشید. رئیستان از شما مسئله دقیق و اثرات آن را خواهد پرسید. برای مثال اگر خطر حضور رقیب در بازار فعالیت شرکت به وجود آمده است، باید به رئیس بگویید که دقیقاً چه درصدی از سهم بازار ممکن است از دست شرکت خارج شود. هیچ وقت از کسی بدگویی نکنید و کسی را مورد سرزنش قرار ندهید. تمام تمرکز خود را روی مسئله بگذارید و اجازه ندهید چیزهای بی‌مورد و حواشی ذهن شما را از آن دور کنید. در غیر این صورت فقط استرس مدیر را زیاد خواهید کرد و از کاری درستی که باید انجام شود دور می‌شوید.

۴. راه‌حل پیشنهاد کنید. از کسانی نباشید مسئله را روی میز رئیس می‌گذارد و منتظر عواقبش می‌ماند. برای مسئله راه‌حل داشته باشید یا بگویید که برای مثال فلان کار را انجام داده‌اید. بنابراین خالی از نظر نباشید و نشان دهید که ابعاد مسئله را خوب شناخته‌اید و پاسخ‌هایی برای حل آن دارید.

۵. به جای کش دادن عذرخواهی، بر مسئله متمرکز شوید. اگر تقصیری داشته‌اید و بنا دارید که عذرخواهی کنید، این کار را سریع و کوتاه انجام دهید و بلافاصله اقدام یا راه‌حل خود را برای جبران کار اشتباهتان اعلام کنید. اصرار زیاد بر عذرخواهی چیزی جز بدتر شدن موضوع را به دنبال نخواهد داشت. بنابراین بر آینده متمر کز شود و راه‌حل را پیش رو قرار دهید.

پژوهش‌ها حاکی از آن هستند که بهتر است که پیش از آنکه خبر بدی را به رئیستان بگویید، در مورد موضوعی دیگر صحبت کنید و پس از آن خبر خوشی را به او بگویید. این کار سبب می‌شود کسی که خبر بد را می‌شنود کمتر احساس درماندگی کند و خوش‌بینی‌اش را حفظ کند.

مدیریتی

 بدون تفویض اختیار موثر، نمی توانید مدیریت کنید


مدیران تاثیرگذار باید به کارکنان خود ایمان داشته باشند. موفقیت شما در گرو تمایل به اعتماد به کارکنان برای ایجاد خلاقیت، حل مشکلات و کسب نتایج است.
 تفویض اختیار مستلزم این است که با رعایت احتیاط، فردی مناسب را برای یک ماموریت چالش برانگیز انتخاب کنید.
به این منظور، علایق،نقاط قوت و تخصص فرد را در نظر بگیرید و آنگاه امور را به کسانی که حداقل در دو بخش از این سه زمینه توانایی بالایی دارند محول کنید. 
مثلا اگر به کسی نیاز دارید که به تحقیق و رسیدگی به شکایات مشتریان بپردازد، این کار را به کسی واگذار کنید که از خدمت به مشتریان لذت ببرد، دارای مهارت های فردی بالایی باشد و بداند که چگونه به مسائل رسیدگی نموده و راه حل هایی را بیابد. 
شما از طریق تفویض اختیار بر کارایی خود می افزایید. بدین ترتیب می توانید روی موضوعات مهم تمرکز کنید و خود را از کارهایی که زمان و انرژی تان را تحلیل می برند رها نمایید. 
در عین حال، می توانید به توانمندی کارکنان خود بیافزایید و آنها را به همراهان ارزشمندتری تبدیل کنید.
تفویض اختیار را با واگذار کردن امور روزانه به کارکنانی که از عهده ی وظایف عادی خود نیز برنمی آیند اشتباه نگیرید. 
محول کردن واقعی مستلزم دادن مسئولیت و اختیار به دیگری جهت انجام کاری است که طبعا بخشی از وظایف خودتان محسوب می شود.

محسن یزدانی

سان تزو در کتاب "هنر جنگاوری" می گوید:

"یكصد پیروزی در یكصد جنگ، اوج كاردانی یك فرمانده نیست! منتهای هنرمندی یك فرمانده، واداشتن دشمن به اطاعت، بدون جنگ است!"

ممکن است بعضی ازمدیران  برای کارفرما صدها بار جنگیده باشند و هر صد بار هم پیروز شده باشند، اما فرماندهی خوب است که بدون جنگ بر مسائل و مشکلات شرکت غلبه کند. 
مدیر خوب  کسی است که برای حل مشکلات کارکنان راه حل های هنرمندانه و عاری از خشونت و دعوی را پیش بگیرد و البته این هنر یک فرمانده و یک مدیر خوب است که ضمن آنکه پیروز می شود از جنگ بپرهیزد!

 مدیری خوب است که با مدیریت هنرمندانه اش هم خودش برنده باشد و هم کارکنان و هم کارفرما و هم سهامداران.

مدیریتی

مردی که 10 بار در امتحان ورودی هاروارد مردود شد و 9 سال مجانی لیدر تورهای خارجی  در چین بود تا زبان انگلیسیش خوب شود!

همه ما کمابیش با اسطوره تجارت الکترونیک چین؛ یعنی همان مردی که 10 بار در امتحان ورودی هاروارد مردود شد و 9 سال مجانی به عنوان راهنمای توریست های خارجی در چین فعالیت کرد تا زبان انگلیسی اش خوب شود و اکنون هدایت شرکت 444 میلیارد دلاری علی بابا را بعهده دارد، آشنایی داریم. او هر سال به عنوان میهمان ویژه مجمع جهانی اقتصاد در داووس سوئیس شرکت کرده و به ایراد سخنرانی می پردازد و این پست گزیده ای از یک کنفرانس خبری امسال اوست:
 
۱. از اشتباهات دیگران یاد بگیرید و سعی نکنید از موفقیت دیگران بیاموزید. به داستان موفقیت دیگران گوش نکنید چرا که خیلی چیزها پشت آن مخفی است که شما نمی دانید. یادم است زمانی سال 2001 از دانشکده کاروکسب هاروارد به علی بابا آمدند و گفتند می خواهیم یک مطالعه موردی درباره شرکت شما تهیه کنیم و بعد از یک هفته گزارشی تهیه کردند و به محض مطالعه این گزارش اعتراض کردم که نه این ما نیستیم و خود شما هستید! برای خودشان از من امضایی گرفتند و رفتند! بعد از 5 سال تدریس آن در دانشگاه های جهان، آنها من را به یک جلسه ای دعوت کردند که در آن همه رقبای علی بابا نابود شده و علی بابا فقط پیروز بود و حال آنکه ما بارها و بارها شکست خورده بودیم! 
آموختن از اشتباهات دیگران به این درد می خورد که آدم وقتی با موارد مشابه مواجه میشود می داند چگونه با آن برخورد کند نه اینکه از آنها اجتناب کند چرا که اشتباه کردن امری حتمی است!  

کتابی که در صدد نگارش آن هستم والبته اگر بتوانم این است: 1001 اشتباه علی بابا! این یکی از ارزشمندترین کارهای زندگی من خواهد بود. موضوع زندگی من این نیست که چقدر بدست آورده ام، بلکه این است که چقدر در روزهای سخت به خاطر اشتباهات به رنج و زحمت افتادم و تاب و توان گذر از آنها را داشته ام! 

۲. روی کیفیت تمرکز کنید نه اندازه! قرن گذشته هر چه بزرگتر بودی بهتر بود و امروز هرچه خوب تر باشی بهتره! ببینید اگر نگاهی به لیست مجله فورچون بیندازید 500 شرکت برتر دنیا با معیار اندازه و سایز انتخاب شده اند. سوال: چند تا از آنها شاد و سودده بوده اند؟ نه! بلکه این شرکت های کوچک اند که خیلی سودده و شاد و سرحالند! آنها می توانند با همسر و بچه هایشان به سفر بروند و به خودشان بیشتر برسند! 
 
۳. اولین باشید. تلاش نکنید بهترین باشید بلکه اولین باشید! اولینی باش که تغییر می کند، به چالش می کشد، بر سختی ها غلبه می کند. زیرا بهترین فقط یکی مثلا نفر اول المپیک است و این نمی تواند برای هر کس که خود منحصر بفرد است و زندگی اش دارای ارزش است هدف اصلی باشد. اندیشه بهترین بودن یعنی آماده تسلیم شدن و نادیده انگاشتن توانمندی ها برای نو آوری، تغییر و استقامت!
 
۴. خودتان را برای آینده آماده کنید! من وقتی شروع کردم نه پول داشتم، نه پارتی نه تکنولوژی و اتفاقا در اکثر امتحانات مردود شدم! اما از اول معیار رقابتم با دیگران 10 سال آینده بوده است! دست به هر کاری می زدم می دانستم آن کار 10 سال دیگر من را از همه جلوتر می اندازد. 
پس معیار رقابتتون ماه آینده یا سال آینده نباشد! بلکه دورتر را ببینید! 
 
۵. متمایز باشید. سوال: آیا شرکت آمازون رقیب اصلی شماست؟ پاسخ: نه. من آمازون را از اول تا الان که یک غول تجارت الکترونیک است می شناسم. اما ما مثل آمازون نیستیم! ما مردم را توانمند می سازیم تا تجارت الکترونیک انجام دهند و هر کسی برای خودش یک آمازون بشود!

۶. به هر چالش به عنوان یک فرصت نگاه کنید. اگر دنبال فرصت ها باشید خواهید گفت همه آنها توسط شرکت های بزرگ استفاده شده و چیزی برای ما باقی نمانده است! نه! فرصت ها در دل چالش ها و مشکلات نهفته اند که به چشم هر کسی نمی آیند. اگر بتوانید چالشی را حل کنید، این برای شما یک فرصت است تا موفق شوید. هرچه مشکلی که حل می کنید بزرگتر باشد، فرصت های نهفته در آن هم بزرگتر خواهد بود!

۷. خودتان را در محاصره افراد عالی قرار دهید! قانع کردن افراد منفی برای انجام کاری، بسیار سخت است. البته شما نمی توانید تمامی پرسنل خود را از افراد مثبت اندیش انتخاب کنید اما افرادی که در سطح هیات مدیره با آنها کار می کنید باید مثبت اندیش و پر انرژی باشند. برای من خیلی دردناک است که بخواهم معاونی داشته باشم و هر بار او را تشویق کنم که مثبت باشد! چنین فردی می تواند مهندس خوبی باشد اما نه یک رهبر خوب! اگر به اتاق جلسات هیات مدیره ما بیایید این گونه نیست که رئیس نکات اعضای هیات مدیره را خیلی متواضعانه یادداشت کند! اتاق جلسات ما اتاق جنگ است! تصمیمات شرکت را صداهای بلندتر می سازند!

محسن یزدانی

تعدیل نیرو و تخریب اعتماد 


یکی از خصوصیات برجسته رهبران و مدیران، توانایی اعتماد آفرینی و نگهداری آن است. آفرینش اعتماد در سازمان کار ساده ای نیست بر اثر گذشت زمان و ایجاد ارتباط عمیق و جلب توجه کارکنان این اعتماد به وجود می آید در فضای  این اعتماد آفریده شده مدیریت کردن بسیار ساده تر می شود ومیزان خلاقیت و آفرینش کارکنان به میزان بالایی رشد می کند. کارکنان، ارتباطلات و اعتماد ایجاد شده به عنوان گنجینه های سازمان محسوب می شوند هر چند هنوز هستند رهبران و مدیرانی که به کارکنان به چشم دارایی مالی نگاه می کنند نه گنجینه شرکت. اما رهبری و مدیریت کردن بدون اعتماد، کاری بسیاردشوار و پر از تنش و چالشهای گوناگون است و متاسفانه در ایران بسیار مدیران و رهبرانی دیده می شود که شرکت خود را "روزگذر" اداره می کنند.
از طرفی در این فضای پر التهاب اقتصاد و روزهای سخت صنعت ایران علی الخصوص برای صنایع وابسته به خودرو، به دلیل تعدیل های مکرر و ناخواسته نیروی انسانی، اعتماد کارکنان به سازمانها به شدت از بین رفته است. اعتماد یکی از آن چیزهای شکننده ای است که آفرینش آن بسیار دشوار و از دست دادن آن آسان است.
مدیریت کردن در این فضای بی اعتمادی که به دلیل تعدیل نیرو و عدم پرداخت های به موقع، به وجود آمده است. کار بسیار دشواری است به خصوص وقتی شمار زیادی از کارکنان نگران از دست دادن کار خود باشند. نبود اعتماد سبب افت عملکرد میشود، زیرا سرمایه معنوی شرکت ضعیف می شود.
با اجرای برنامه تعدیل نیروی انسانی روابط فرهنگ داخلی شرکت به شدت عوض می شود، اصول ارزشی متحول می شوند و اعتماد از بین می رود. همه کم کم نگران از دست دادن کار و به خطر افتادن آینده رابطه خود با شرکت می شوند. و البته باید بدانیم که این پدیده درشرکت های کوچک و بزرگ و در همه جای دنیا رخ می دهد.

مدیریتی

علت بی حوصلگی چیست و چگونه با آن مقابله کنیم؟

علت بی حوصلگی می‌تواند به تغذیه و خواب نامناسب، استرس، افسردگی، روابط اجتماعی نامطلوب، عدم فعالیت بدنی و یا نگرش منفی ما به زندگی بازگردد.
بی حوصله شدن همان دردی است که هر از گاهی به سراغ همه ما می‌آید. این بی حوصلگی علل مختلفی دارد. برخی از آنها قابل رفع هستند، ریشه‌ برخی به خود ما باز می‌گردند و با برخی دیگر باید کنار بیاییم و به دنبال راهکارهایی باشیم که روحیه ما را بهبود ببخشد. در ادامه به بررسی برخی از این عواملی که می‌تواند در بی حوصلگی و خستگی مزمن ما نقش داشته باشد اشاره می‌کنیم.

۱. افسردگی و استرس 
 در خیلی از موارد بی حوصلگی‌های ما به اضطراب یا افسردگی بازمی‌گردد. افرادی که این دو حالت را تجربه می‌کنند بی حوصلگی زیاد دارند و به دلیل آستانه پایین تحمل خود زود عصبی می‌شوند. علایم افسردگی را بشناسید و برای رفع آن اقدام کنید.
اگر می‌خواهید سرحال‌تر و شادتر باشید به محیط زندگیتان بیشتر توجه کرده و چیدمان خانه‌اتان را به شکلی که روحیه‌ی شما را بالاببرد و به شما آرامش ببخشد تغییر دهید. 

۲. تغذیه نامناسب 
عادات بد غذایی بر حالات روانی ما تاثیر می‌گذارد و حالاتی مانند تحریک پذیری، نوسانات خلقی، عدم تمرکز، پرخاشگری، عصبانیت یا بیش فعالی را ایجاد کند. 
کمبود ویتامین D، ویتامین B و اسیدهای چرب امگا 3 می‌تواند به احساس افسردگی و آشفتگی منجر شود.
غذاهایی مانند گوجه فرنگی، خرما، موز، آناناس و آواکادو باعث تشدید فعالیت و واکنش سرتونین در مغز شده و شما را سرحال‌تر می‌کند
 
۳. خواب نامناسب
بسیاری از ما می‌دانیم که کمبود خواب موجب کسالت و بی حوصلگی می‌شود، با این حال از نظر محققان زمان خواب به اندازه میزان خواب اهمیت دارد. کسانی که دیر به رختخواب می‌روند حتی اگر زیاد بخوابند، در معرض افسردگی قرار دارند. پس سعی کنید شب‌ها زود بخوابید و البته خواب کافی داشته باشید. ساعات اولیه خواب شبانه تاثیر بسزایی در آرام کردن و ترمیم اعصاب خسته و سرحال کردن بدن دارد.
 
۴. ورزش نکردن 
ورزش کردن را فراموش نکنید. از همین امروز شروع کنید و در سه تا شش ماه پیشرفت قابل توجهی در انرژی خود پیدا می‌کنید و کمتر احساس خستگی و بی حوصلگی خواهید کرد. 

۵. روابط نامناسب 
ممکن است تصور کنید که وقت گذرانی با دوستان راهی مناسب برای سرحال شدن است،  به عقیده محققان احساسات ما (خواه مثبت و خواه منفی) مسری هستند و اغلب بدون اینکه بدانیم از شخصی به شخص دیگر انتقال می‌یابند. جالب آنکه حتی گاهی بدون اینکه دوستان را ببینیم تحت تاثیر خلق و خوی آنها قرار می‌گیریم. بنابراین سعی کنید روابط خود را با کسانی که به شما انرژی منفی داده و موجب بی حوصلگی شما می‌شوند کاهش دهید و به جای آن با افرادی وقت بگذرانید که روحیه شما را بالا می‌برند. 
 
۶. سیگار کشیدن 
محققان نیوزلندی در یک پژوهش بزرگ دریافتند که افرادسیگاری معتادین به نیکوتین بیش از سایرین در معرض افسردگی قراردارند

۷. کم خونی و فقرآهن 
میزان آهن خون خود را چک کنید. کم خونی می‌تواند از جمله علل خستگی و بی حوصلگی باشد. کم خونی و فقر آهن از جمله مشکلات عمده زنان است که می‌توان آن را با رژیم غذایی غنی از آهن جبران کرد.
 
۸. بیماری 
بیماری‌هایی مانند پرکاری و کم کاری تیروئید، دیابت و مشکلات قلبی می‌تواند علت بی حوصلگی و خستگی بعضی افراد باشد که باید با مراجعه به پزشک و بررسی دقیق‌تر آنها را درمان یا کنترل کرد.
 
۹. نگرش منفی 
یکی از دلایل اصلی حوصله نداشتن و احساس کسالت کردن این است که نوع نگاه و تفکر شما نسبت به خودتان و اطرافتان منفی شده‌است. 
نگاه خود را تغییر دهید، افکارمنفی را ازخود دور کنید و مثبت بیاندیشید
و در نهایت؛ سعی کنید چیزهایی که آرامش فکری و روحی شما را می‌گیرد از زندگیتان دور کنید، آدم‌هایی که شما را ناراحت می‌کنند یا کارهایی که روحیه شما را خراب می‌کنند.  به خود آرامش دهید برای رسیدن به آرامش راز و نیاز با خدا، توسل و توکل بهترین کلید است.

مدیریتی

علت بی حوصلگی چیست و چگونه با آن مقابله کنیم؟

علت بی حوصلگی می‌تواند به تغذیه و خواب نامناسب، استرس، افسردگی، روابط اجتماعی نامطلوب، عدم فعالیت بدنی و یا نگرش منفی ما به زندگی بازگردد.
بی حوصله شدن همان دردی است که هر از گاهی به سراغ همه ما می‌آید. این بی حوصلگی علل مختلفی دارد. برخی از آنها قابل رفع هستند، ریشه‌ برخی به خود ما باز می‌گردند و با برخی دیگر باید کنار بیاییم و به دنبال راهکارهایی باشیم که روحیه ما را بهبود ببخشد. در ادامه به بررسی برخی از این عواملی که می‌تواند در بی حوصلگی و خستگی مزمن ما نقش داشته باشد اشاره می‌کنیم.

۱. افسردگی و استرس 
 در خیلی از موارد بی حوصلگی‌های ما به اضطراب یا افسردگی بازمی‌گردد. افرادی که این دو حالت را تجربه می‌کنند بی حوصلگی زیاد دارند و به دلیل آستانه پایین تحمل خود زود عصبی می‌شوند. علایم افسردگی را بشناسید و برای رفع آن اقدام کنید.
اگر می‌خواهید سرحال‌تر و شادتر باشید به محیط زندگیتان بیشتر توجه کرده و چیدمان خانه‌اتان را به شکلی که روحیه‌ی شما را بالاببرد و به شما آرامش ببخشد تغییر دهید. 

۲. تغذیه نامناسب 
عادات بد غذایی بر حالات روانی ما تاثیر می‌گذارد و حالاتی مانند تحریک پذیری، نوسانات خلقی، عدم تمرکز، پرخاشگری، عصبانیت یا بیش فعالی را ایجاد کند. 
کمبود ویتامین D، ویتامین B و اسیدهای چرب امگا 3 می‌تواند به احساس افسردگی و آشفتگی منجر شود.
غذاهایی مانند گوجه فرنگی، خرما، موز، آناناس و آواکادو باعث تشدید فعالیت و واکنش سرتونین در مغز شده و شما را سرحال‌تر می‌کند
 
۳. خواب نامناسب
بسیاری از ما می‌دانیم که کمبود خواب موجب کسالت و بی حوصلگی می‌شود، با این حال از نظر محققان زمان خواب به اندازه میزان خواب اهمیت دارد. کسانی که دیر به رختخواب می‌روند حتی اگر زیاد بخوابند، در معرض افسردگی قرار دارند. پس سعی کنید شب‌ها زود بخوابید و البته خواب کافی داشته باشید. ساعات اولیه خواب شبانه تاثیر بسزایی در آرام کردن و ترمیم اعصاب خسته و سرحال کردن بدن دارد.
 
۴. ورزش نکردن 
ورزش کردن را فراموش نکنید. از همین امروز شروع کنید و در سه تا شش ماه پیشرفت قابل توجهی در انرژی خود پیدا می‌کنید و کمتر احساس خستگی و بی حوصلگی خواهید کرد. 

۵. روابط نامناسب 
ممکن است تصور کنید که وقت گذرانی با دوستان راهی مناسب برای سرحال شدن است،  به عقیده محققان احساسات ما (خواه مثبت و خواه منفی) مسری هستند و اغلب بدون اینکه بدانیم از شخصی به شخص دیگر انتقال می‌یابند. جالب آنکه حتی گاهی بدون اینکه دوستان را ببینیم تحت تاثیر خلق و خوی آنها قرار می‌گیریم. بنابراین سعی کنید روابط خود را با کسانی که به شما انرژی منفی داده و موجب بی حوصلگی شما می‌شوند کاهش دهید و به جای آن با افرادی وقت بگذرانید که روحیه شما را بالا می‌برند. 
 
۶. سیگار کشیدن 
محققان نیوزلندی در یک پژوهش بزرگ دریافتند که افرادسیگاری معتادین به نیکوتین بیش از سایرین در معرض افسردگی قراردارند

۷. کم خونی و فقرآهن 
میزان آهن خون خود را چک کنید. کم خونی می‌تواند از جمله علل خستگی و بی حوصلگی باشد. کم خونی و فقر آهن از جمله مشکلات عمده زنان است که می‌توان آن را با رژیم غذایی غنی از آهن جبران کرد.
 
۸. بیماری 
بیماری‌هایی مانند پرکاری و کم کاری تیروئید، دیابت و مشکلات قلبی می‌تواند علت بی حوصلگی و خستگی بعضی افراد باشد که باید با مراجعه به پزشک و بررسی دقیق‌تر آنها را درمان یا کنترل کرد.
 
۹. نگرش منفی 
یکی از دلایل اصلی حوصله نداشتن و احساس کسالت کردن این است که نوع نگاه و تفکر شما نسبت به خودتان و اطرافتان منفی شده‌است. 
نگاه خود را تغییر دهید، افکارمنفی را ازخود دور کنید و مثبت بیاندیشید
و در نهایت؛ سعی کنید چیزهایی که آرامش فکری و روحی شما را می‌گیرد از زندگیتان دور کنید، آدم‌هایی که شما را ناراحت می‌کنند یا کارهایی که روحیه شما را خراب می‌کنند.  به خود آرامش دهید برای رسیدن به آرامش راز و نیاز با خدا، توسل و توکل بهترین کلید است.

انگیزشی

بگذار #رویاهایت هرکجا میخواهند تو رابا خود ببرند. #فراموش مکن که ابتدای هر #موفقیتی از یک سفر #ذهنی شروع میشود.

مدیریتی

انتصاب های نادرست؛
سرباز حقی دارد، حق داشتن فرمانده ای لایق!

دنبال کسی نگردید که در گرفتن تصمیم های مرتبط با کارکنان هرگز اشتباه نکرده است، چنین فردی را نمی توان یافت. مدیران موفق از پنج قاعده ی اساسی پیروی می کنند.

اول، مدیر باید مسئولیت انتصابهای نادرست را بپذیرد. متهم کردن کسی که توان انجام کار را نداشته، اقرار به جرم است. مدیر در گزینش او اشتباه کرده است. 

اما دوم، مدیر مسئولیت دارد کسی را که قادر به انجام درست کار نیست بر کنار کند. اگر آدم ضعیف یا نالایق را به امید خود رها کنیم دودش به چشم دیگران هم می رود و روحیه ی کل سازمان را خراب
می کند. 

سوم، فقط به این خاطر که فرد نمی تواند کاری را که به او محول شده به خوبی . انجام دهد نمی توان نتیجه گرفت که به درد کار نمی خورد و باید مرخص شود. باید نتیجه
گرفت که او به کار نامناسب گماشته شده است. 

چهارم، مدیر باید بکوشد برای هر شغل فرد و مناسب با آن را پیدا کند. هر سازمان به اندازهی استعداد کارکنانش شکوفا می شود بنابراین
تصمیم مربوط به کارکنان باید درست باشد. 

و پنجم، تازه واردان را باید در منصبهای جا افتاده قرار داد، در جایی که توقعات مشخص شده و کمک در دسترس فرد است. ماموریت های مهم و جدید را عمدتا باید به کسانی داد که رفتار و عادت های آنها را خوب می شناسیم و پیشاپیش اعتماد و اعتبار لازم را دارند.

رهنمود: مسئولیت انتصاب های بد را بپذیرید. کسانی را که نمی توانند کارشان را به خوبی
انجام دهند عوض کنید.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic